و در بيان قول حق جل شانه :
وَ أَمَّا ثَمُودُ فَهَدَيْناهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمى عَلَى الْهُدى
« 1 » يعنى و اما قوم ثمود پس هدايتشان نموديم و بعد از هدايت كورى را بر قبول هدايت ترجيح دادند ، آن حضرت فرمود : ترجيح دادند در حالى كه ميدانستند .
و شخصى از معنى آيه :
وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ
« 2 » پرسيد ، آن حضرت فرمود نجد خير و نجد شر ، يعنى نموديم آدمى را راه خوبى و راه بدى « 3 » و فرمود هر چه خداوند حائل علم آن گرديده از بندگان ، پس تكليف آن برداشته شده از ايشان و ايضا فرمود كه : حقتعالى حجة گرفته بر مردم به آنچه داده بايشان و شناسانيده ايشان را و اللَّه اعلم . « 4 »
هامش
( 1 ) سوره فصلت آيه 16
( 2 ) سوره بلد آيه 10
( 3 ) مترجم گويد ، نجد در اصل لغت زمين مرتفع است ؛ و بعد استعاره شد از براى راه ؛ به جهت آنكه جاده بر روى زمين نمايان است چون مكان مرتفع يا آنكه طول جاده در نظر سالك رو بصعود مينمايد در زمين هموار ؛ و جناب امير عليه السلام نجد را در اين آيه تفسير به راه و ديگران نجدين را به دو پستان مادر تفسير كردهاند . و اللّه و رسوله و خليفة رسوله اعلم ،
( 4 ) شيخ مفيد رحمة اللّه فرمود : كه شيخ ابو جعفر ابن بابويه فطرت را ذكر كرده ولى معناى آن را بيان نفرموده ، و حديثى در توجيه آن آورده ولى فائده آن را ذكر نفرموده و معنى در قول آن حضرت كه فرمود ، فطر اللّه الخلق يعنى آغاز پيدايش و آفرينش فرموده ، و فطرت معنى آن آفريدن است چنان كه خداى متعال فرمودالْحَمْدُ لِلَّهِ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ( سوره ملائكه آيه 1 ) اراده كرده به آن خالق سموات و ارض را على الابتداء و الاستقبال ، و نيز در قول خداى تعالى است ،فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها( سوره روم آيه 30 ) يعنى خلقة اللّه التى خلق الناس ، و او معنى قول امام صادق عليه السلام است كه فرمود ، خداوند مردم را بر خلق توحيد آفريده يعنى عموم مردم را خداوند براى توحيد آفريده و براى اينكه او را واحد بدانند و مراد اين نيست كه خداوند از آنها توحيد را طلبيده و اگر چنين باشد بايد همه مردم موحد باشند ولى ما مىبينيم كه در وجود ما مخلوقين كسانى يافت ميشوند كه خدا را واحد نميدانند و او را بتوحيد عبادت نميكنند و اين خود دليل است بر اينكه خداوند توحيد را در خلق خود نيافريده بلكه آنها را