يگانهپرست آفريده و اين است معنى قول الهى :
فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها
« 1 » و حضرت صادق عليه السلام در بيان قول حقتعالى كه فرموده :
( ( هامش : ( 1 ) سوره روم آيه 30 ) )
هامش
فراغت به عمل آمد از آن و آن برميگردد بمعنى خلق و هر گاه ثابت شد آنچه ذكر نموديم در وجهها و معانى قضاء ، پس باطل شد قول مجبره كه خداوند قضا نموده است بر خلقش به معصيت ، به جهت آنكه خالى نمىباشد كه مىباشد كه اراده مىنمايد به آن اينكه خداوند خلق نموده است معصيت را در خلقش ، پس بود واجب كه بگويند كه خداوند قضا نمود در خلقش عصيان را و نگويند كه قضا نمود بر خلقش به جهت آنكه خلقت در ايشان است نه بر ايشان با آنكه خداوند تكذيب نموده است كسى را كه گمان كند كه خداوند خلق نموده است معاصى را بقولش سبحانه كه :الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ( ) پس نفى نموده است از خلقش قبح را و ايجاب نموده است از برايش حسن را و معاصى قبايحاند بالاتفاق و نيست وجهى از براى قول ايشان كه قضاء معاصى نموده است به اين معنى كه امر نموده است به آنها به جهت آنكه خداوند تعالى تكذيب نموده است مدعى اين سخن را بقولش سبحانه كه :إِنَّ اللَّهَ لا يَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ أَ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ. يعنى آيا ميگوئيد چيزى را كه نميدانيد يعنى آنكه ايشان در مستقبل اطاعت ميكنند ، يا معصيت مينمايند و حال آنكه احاطه نداريد از حيث علم به آنچه مىباشد از ايشان در مستقبل بر وجه تفصيل ، و نيست وجهى از براى قول ايشان كه خداوند قضا نموده است بگناهان ، به اين معنى كه حكم نموده است به آنها ميانه بندگان ، به جهت آنكه احكام خداوند تعالى حق است و معاصى از ايشان است ، و نيست از براى آن فائده ، و آن لغو است بالاتفاق ، پس باطل شد قول كسى كه گمان مينمايد كه خداوند تعالى قضا مىكند بمعاصى و قبايح ، و وجه در قضا و قدر نزد ما ( بعد از آنچه بيان نموديم آن را در معنى آن ) آن است كه گفته شود كه خداوند تعالى خلق نموده است در خلقش قضا و قدرى ، و در افعال ايشان نيز قضا و قدرى ، و مىباشد مراد به آن آنكه قضا نموده است در افعال حسنهء ايشان بامر كردن به آنها و در افعال قبيحهء ايشان بنهى كردن از آنها و در نفس ايشان بخلق كردن آنها ، و در آنچه كرده است در ايشان بايجاد كردن آن و قدر از خداوند سبحانه در آنچه كرده است آن را ، ايقاع آنست در جاى و موضعش ، و قدر در افعال عبادش ، آنچه حكم نموده است آن را در آنجا از امر و نهى و ثواب و عقاب