تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإعتقادات في دين الإمامية ( فارسى ) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
ما كانَ اللَّهُ لِيُضِلَّ قَوْماً بَعْدَ إِذْ هَداهُمْ حَتَّى يُبَيِّنَ لَهُمْ ما يَتَّقُونَ
« 1 » يعنى نبوده خداوند كه گمراه كند قومى را بعد از آنكه هدايتشان نمود ، تا ظاهر سازد براى آنها آنچه را كه بايد از آنها پرهيز نمايند . آن حضرت فرمود يعنى تا بياموزدشان هر آنچه را كه وسيلهء رضاى او است و هر چيزى را كه باعث خشم او است ، ( ( هامش : ( 1 ) سوره توبه آيه 116 ) )
هامش
به جهت آنكه آنها همه آنها واقع است در موقع و موضعش و در مكانش واقع نشده است عبث و قرار نداده است باطل ، پس هر گاه تفسير شود قضا در افعال خداوند و قدر به آنچه شرح نموديم آن را بر طرف گردد شناعت از خداوند و ثابت گردد و درست شود حق در آن از براى صاحبان عقول ، و ملحق نگردد او را فسادى و نه اخلالى . و اما اخبارى كه روايت نموده است آن را ابو جعفر رحمه اللّه در باب نهى از كلام در قضا و قدر ، پس آنها محتمل مىباشد دو وجه را ، يكى از آن دو وجه آنست كه نهى مختص باشد بقومى كه ، بوده است سخن و كلام ايشان در آن باب كه فاسد مينموده است ايشان را و گمراه مىنموده است ايشان ( را ) از دين ( و ) صالح نبوده است ايشان را در بندگى ايشان مگر امساك از آن ، و ترك خوض در آن ، و نبوده باشد عام و شامل همهء مكلفين ، و گاه مىباشد كه صالح مىباشد پارهء مردم را ، چيزى كه فاسد ميگردند بان ديگران ، پس تدبير و تربيت نموده‌اند ائمه عليهم السلام شيعيان خود را در دين باندازهء آنچه مصلحت ايشان در دين دانستند . و توجيه ديگر از براى آن اخبار آنست كه بوده باشد نهى از كلام در قضا و قدر نهى از كلام در آنچه خلق نموده است و از علل و اسباب آن ، و آنچه امر به آن فرموده است و بندگى فرموده است مردم را به آن و از قول در علل آن ، زيرا كه بوده است طلب علل خلق امر ممنوع ، به جهت ، آنكه خداوند تعالى پوشيده است آنها را از بيشتر خلقش ، آيا ديده نمىشود كه جائز نميباشد از براى هيچ كس كه طلب كند از براى همه مخلوقات خدا علتهاى مفصل ؟ پس بگويد كه چرا خلق شده است چنين و چنين ، تا آنكه بشمارد و احصا نمايد همه مخلوقات را ، و جائز نميباشد كه بگويد چرا امر شده است بچنين و عبادت قرار داده شده است بچنين و نهى شده است از چنين ، زيرا كه عبادت فرمودنش به آن ، و امر نمودنش از براى آن چيزيست كه اعلم