تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آينه يقين ( ترجمة كشف اليقين ، علامه حلي ) ( فارسى ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
نموده بود ، ولى اعتقاد داشت كه با او مقاربت نكرده ، اما زن باردار شده است . مرد با توجه به عدم مقاربت ، حمل را انكار نموده و مىگفت : اين فرزند از من نيست . اين جريان در عهد خلافت عثمان به وقوع پيوست . خليفه در حالى كه به حكم مسأله متوجه نبود به تحقيق پرداخت و از زن پرسيد ، آيا شوهرت با تو همبستر شده و بكارتت را برداشته است گفت : نه ، عثمان دستور داد ، زن را حدّ بزنند ، على عليه السّلام با اطلاع از جريان ، اين حكم را مردود دانسته و مسأله را با تحقيق بيشترى دنبال كرده و فرمود : شايد بدون دخول به او دست يافته و آب وى به زن رسيده باشد ، از اين رو از پيرمرد پرسيد نحوهء معاشرت تو با همسرت چگونه بوده است ؟ وى گفت : بدون رفع بكارت انزال شدم و آب من به موضع مخصوص او رسيده است ، على عليه السّلام فرمود : اين فرزند از آن پيرمرد است و حمل به او تعلق دارد و رأى من اين است كه بايد پيرمرد را به جهت انكار عقوبت نمود . « 73 » و از آن قضاياى مشكل [ كه على عليه السّلام آن را حل كرد ] يكى هم اين مورد است :
هامش
( 73 ) . ارشاد شيخ مفيد ، ج 1 ، باب دوم ، فصل شصت و دوم ، ص 204 به شرح زير آورده است : از جمله داوريهاى على عليه السّلام پس از درگذشت عثمان و بيعت عموم مردم با او ، بنا بر آنچه تاريخنگاران و دانشمندان نوشته‌اند ، اين است كه زنى در خانهء شوهرش فرزندى به دنيا آورد كه دو بدن و دو سر بر يك تهيگاه داشت ، اهل آن مولود ، از ديدن چنين موجودى ، شگفت‌زده شدند و نمىدانستند كه آيا او يك انسان است يا دو تا ؟ براى كشف حقيقت نزد على عليه السّلام آمدند و جريان را با او در ميان گذاشتند ، تا از حضور پر فيض وى استفاده نموده و حكم آن را بدانند ، امير مؤمنان عليه السّلام فرمود : خوابيدن او را در نظر بگيريد ، سپس يكى از دو بدن را از خواب بيدار كنيد ، اگر بدن ديگر نيز با او بيدار شد ، اين دو يك انسان بيش نيست و اگر ديگرى همچنان در خواب ماند و بيدار نشد دو انسانند و حق آنها از ميراث ، بهرهء دو انسان مىباشد .
آينه يقين ( ترجمة كشف اليقين ، علامه حلي ) ( فارسى ) — صفحة 83 | العلامة الحلي / علوى / سيد مجتبى علوي تراكمه اى