تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آينه يقين ( ترجمة كشف اليقين ، علامه حلي ) ( فارسى ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
است امّا معناى « أبّ » را نمىدانم ، گفته او به سمع مبارك على عليه السّلام رسيد ، فرمود : يا سبحان اللَّه ، خدا از نقائص منزه است ، آيا او نمىدانست كه معناى أبّ كلاء و علف است و اين كه خداوند در كتابش اين كلمه را آورده است به اين خاطر است كه به بندگانش معرفى نموده و بفهماند كه نه تنها انعامش بر آنهاست ، بلكه چهار پايان نيز از مادّهء حياتى بهره مىبرند تا بدين وسيله حيات انسانها در خوردن ميوه‌ها و نيروى جسمى آنها از خوردن گوشت بعضى از حيوانات تقويت گردد . « 68 » داستان ديگرى در مقام والاى آن حضرت ، اين است كه از ابو بكر سؤال شد ، معناى « كلالة » چيست ؟ در جواب گفت : نظرم را در اين باره اظهار خواهم نمود ، اگر رأيم به حقيقت مقرون گرديد ، چه بهتر و بىترديد از فضل و انعام الهى است و اگر به خطا رفتم اين اشتباه از خودم و شيطان خواهد بود . امير المؤمنين عليه السّلام از اين گفته ابو بكر آگاه گرديد ، و فرمود : اين جا ، جاى اظهار رأى نيست ! آيا او باور ندارد كه كلالة گاهى به برادر تنى ( ابوينى ) و گاهى به برادر پدرى يا مادرى ( ناتنى ) اطلاق مىگردد . « 69 » داستان ديگرى مبتنى بر برترى وى از ساير صحابه ، اين است كه مردى از دانشمندان يهود نزد ابو بكر آمد و گفت : تو جانشين و خليفهء پيامبر اين امتى ؟ گفت آرى ! عالم يهودى گفت : ما در تورات اين مطلب يافته‌ايم كه جانشينان پيامبران ، از همهء پيروانشان برترند ، بنا بر اين با توجه به اين كه تو خليفهء پيامبر اين امت هستى ! از خدا مرا خبر بده كه او در آسمان است يا در زمين ، ابو بكر گفت : خدا در آسمان و بر عرش جاى
هامش
( 68 ) . بحار الأنوار ، ج 4 ، باب 97 ، ص 247 با اختلاف در لفظ و زياداتى در آخر اين حديث ؛ الغدير ، ج 7 ، ص 104 ؛ ارشاد شيخ مفيد ، ج 1 ، باب دوم ، فصل پنجاه و هشتم ، ص 191 . ( 69 ) . بحار الأنوار ، ج 40 ، ص 248 ، باب 97 از ارشاد شيخ مفيد ، ص 95 - 97 و در ص 192 ، باب دوّم ، فصل پنجاه هشتم .