مردى كه شراب خورده بود نزد ابو بكر آورده شد ، آن مرد به نوشيدن شراب اعتراف نمود ولى گفت به حرمت آن آگاه نبودم ، به اين علت كه در بين جماعتى زندگى مىكنم كه آنها آن را حلال مىدانند .
ابو بكر با شنيدن اين سخن متحير گرديد و بيان حكم و اجراى حدّ بر او دشوار گرديد ، چرا كه مسأله بر او نامعلوم بود ؛ ناچار براى حلّ مشكل على عليه السّلام را در جريان گذاشت ، تا حكم مسأله را روشن نمايد .
مولا فرمود : دو تن از افراد با اطمينان را با او روانه كن تا در جمع مهاجران و انصار ، او را بگردانند و آنها را به خدا سوگند دهند كه آيا كسى هست كه آيهء تحريم شراب را بر وى قرائت كرده باشد . و يا از پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم براى او بازگو كرده باشند يا نه ، چنانچه كسى شهادت داد كه فرد شرابخوار از حرمت شرابخوارى اطلاع داشته ، او را حدّ بزن و در غير اين صورت او را به توبه وادار و سپس او را رها كن ، چرا كه آگاه به تحريم شرابخوارى نبوده است ، ابو بكر دستور العمل آن حضرت را اجرا كرد ، پس از تحقيق معلوم شد كه آيهء تحريم بر او خوانده نشده است ، بنا بر اين او را توبه داده و رهايش كرد .
« 67 » يكى ديگر از دلايل برترى آن حضرت ، بر همهء صحابه اين است كه از ابو بكر پرسش در بارهء كلمهء « أبّ » در آيهء كريمه : «
وَ فاكِهَةً وَ أَبًّا
» ( عبس ، 30 ) به عمل آمد ، وى عاجزانه گفت : كدام آسمان بر من سايه افكنده و كدام زمين مرا در روى خود جاى دهد ، اگر آنچه را كه از كتاب خدا نمىدانم بگويم ، آرى معناى فاكهة را مىدانم به معناى ميوه
هامش
( 67 ) . در المنثور ، ج 6 ، ص 317 ؛ بحار الأنوار ، ج 40 ، باب 97 ، ص 223 و 247 ؛ ارشاد شيخ مفيد ، ج 1 ، باب دوم ، فصل پنجاه و هشتم ، ص 190 با اندكى اختلاف در لفظ و با عباراتى كوتاه ؛ مناقب ابن شهر آشوب ، ج 2 ، ص 32 ؛ الغدير ، ج 7 ، ص 103 ؛ تفسير ابن كثير ، ج 1 ، ص 5 .