مىدانستند ، على عليه السّلام براى حلّ مشكل و فصل خصومت فرمود : قنبر شمشيرم را بياور ، آن دو زن گفتند : شمشير براى چيست ؟ فرمود : كودك را دو نصف مىكنم و بهر يك از شما نيمى از آن خواهم داد ؛ همين كه سخن به اين جا رسيد ، يكى از آن دو زن فرياد زد كه يا امير المؤمنين اگر بناست اين طفل را دو نيمه كنى ، من از ادعايم مىگذرم ، كودك را به او واگذاريد على عليه السّلام دانست طفل از آن اوست و ديگرى در ادعايش دروغگوست ، پس كودك را به مادر اصلى تسليم نمود و آنكه ادعايش بىاساس بود از گفتهاش برگشت و به حق آن زن اعتراف نمود .
« 65 » و از داوريهاى حيرتانگيز مولا ، يكى هم اين است : كه ساختمانى بر سر عدهاى فرو ريخت و دو كودك جان سالم به در بردند و هر يك ادعاى مالكيّت ديگرى داشت ، شاهدى هم بر اين ادعا در بين نبود ، براى رفع نزاع به حضور على عليه السّلام رسيده ، حلّ نزاع را از وى خواستند ؛ مولا براى كشف حقيقت ، دستور داد تا آن دو كودك سرشان را از روزنهاى بيرون كنند سپس به قنبر فرمود : گردن بنده را بزن ، يكى از آن دو سرش را از روزن بيرون كشيد و فرار كرد ولى ديگرى باقى ماند ، آن كه سر از روزن بيرون كشيده بود ، اعتراف نمود كه او بنده و آن ديگرى آقاى اوست .
« 66 » يكى ديگر از داوريهاى آن حضرت اين است كه در زمان خلافت ابو بكر ،
هامش
( 65 ) . مناقب ابن شهر آشوب ، ج 2 ، ص 380 وى اين داورى را به عنوان داوريهاى حيرتانگيز آن حضرت در زمان خلافتش نقل نموده است .
( 66 ) . شيخ مفيد رحمه اللَّه اين جريان را در ارشاد ، ج 1 ، باب دوم ، فصل پنجاه هشتم ، ص 190 ، به اين شرح نقل كرده است :
مردى به نزد ابو بكر احضار شد كه شراب خورده بود ، وى خواست او را حدّ بزند ، او گفت : من شراب نوشيدهام ، امّا تا امروز علم به تحريم آن نداشتهام ، زيرا در بين جماعتى نشأت گرفتهام كه آن را حلال مىدانند ابو بكر در بارهء اقامهء حدّ ، متحير گرديد ، چرا كه به حكم مسأله اطلاعى نداشت ، يكى از حضار به او اشاره نمود كه حلّ اين مشكل را از على عليه السّلام بخواهد ؛ وى كسى را به حضور آن جناب فرستاد ، تا مسأله را توضيح و تبيين نمايد على عليه السّلام فرمود : دو نفر مسلمان مورد اطمينان را دستور بده ، تا او را به مجالس مهاجرين و انصار ببرند و آنها را سوگند دهند كه آيا يكى از آنها اين آيه را بر او قرائت نموده و يا از زبان رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم حرمت خمر را براى او بازگو نموده است يا خير ؟ اگر دو تن عليه او شهادت بر حكم مسأله دادند ، حدّ بر او اقامه كن و اگر نه او را توبه بده و او را رها كن . ابو بكر به دستور آن حضرت عمل نمود و كسى عليه او شهادت نداد كه آيه را بر او خوانده و يا او را از قول رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم آگاه كرده است ، از اين رو ابو بكر او را توبه داد كه بار ديگر تكرار نكند و او را رها نموده و تسليم داورى على عليه السّلام گرديد .