« 46 » و از عايشه نقل است كه گفت : على عليه السّلام از همهء مردم به سنّت پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم عالمتر و آگاهتر است .
« 47 » و از مناقب ابى المؤيد ، از ابن عباس نقل نموده كه گفت : عمر در سخنرانى خود گفت : على از ما همه به داورى آگاهتر و بينشش در اين امر بيشتر است .
دليل هشتم [ برترى علمى على عليه السّلام از ساير مردم ] آنكه مبادى و اساس همهء علوم به آن حضرت باز مىگردد ،
چرا كه او پايههاى دين را بنيان و استوار ساخت و احكام شريعت را بيان نمود و مطالب علوم عقلى و نقلى را تقرير و تثبيت كرد . اما علم فقه ، كه بديهى است پايه و اساس آن به آن حضرت استناد دارد ، زيرا همه فقها در مسائل فقهى ، به او رجوع مىكنند ، امّا انتساب اماميه به آن حضرت روشن است و نيازى به استدلال ندارد ، چرا كه دانشمندان و فقهاى اماميّه دانش خود را از وى و اولاد معصومش گرفتهاند و اما حنفيها كه بزرگ آنها ابى يوسف و محمد است ، رشتهء دانش فقهى خويش را از ابو حنيفه گرفتهاند كه او شاگرد امام صادق عليه السّلام و آن حضرت شاگرد پدر بزرگوارش باقر العلوم عليه السّلام و او شاگرد پدرش امام سجاد عليه السّلام است و او اندوختههاى علمى خود را از پدرش حسين عليه السّلام و او از پدرش امير المؤمنين عليه السّلام گرفته است و اما شافعيان ، فقهشان را از شافعى و او از محمد بن الحسن
هامش
( 46 ) . ترجمة امام على عليه السّلام من تاريخ دمشق ابن عساكر ، ج 3 ، ص 62 ، حديث 1087 و بعد از آن مناقب خوارزمى ، فصل هفتم ، ص 46 ؛ ينابيع الموده ، ص 286 ؛ اسد الغابة ، ج 4 ، ص 22 ؛ الاستيعاب ابن عبد البرّ ، در حاشيهء الاصابة ، ج 3 ، ص 40 ؛ الرياض النضرة ، ج 3 ، ص 159 ؛ فضائل الخمسة ، ج 2 ، ص 274 ؛ كنز العمال ، ج 4 ، ص 343 .
( 47 ) . مناقب خوارزمى ، فصل هفتم ، ص 47 ؛ ترجمة امام على عليه السّلام من تاريخ دمشق ابن عساكر ، ج 3 ، ص 36 ، شمارهء 1063 ، 1071 ؛ مسند احمد بن حنبل ، ج 5 ، ص 113 ؛ ينابيع المودة ، ص 286 ؛ احقاق الحق ، ج 8 ، ص 60 ؛ اخبار قضات ابن وكيع ، ج 1 ، ص 88 و 89 ؛ مستدرك حاكم ، ج 3 ، ص 305 ؛ حلية الاولياء ، ج 1 ، ص 65 ؛ الاستيعاب ، ج 2 ، ص 461 ؛ طبقات ابن سعد ، ج 2 ، ص 102 ؛ فضائل الخمسة ، ج 2 ، ص 262 ؛ الرياض النضره ، ج 2 ، ص 198 و در ج 3 ، ص 167 ؛ الاستيعاب ابن عبد البرّ ، در حاشيهء الاصابة ، ج 3 ، ص 39 .