باشد . اكنون آن چه را كه به تو مىگويم در حفظ و نگهداريش بكوش : مردم به سه گروه ، تقسيم مىشوند : نخست ، دانشمند ربانى الهى ، دوم ، دانشجويى كه در راه نجات قدم نهاده و براى رهايى خويش از جهل مىكوشد و سوم مردم عوام و ناآگاهى كه همانند پشههاى ريز براى جلب منفعت مادى ، بر سر و روى هر كس مىنشينند و با هر بادى كه از هر سو بوزد در حركت درمىآيند ؛ اين گروه نه از نور علمى براى حركت در تاريكيها استفاده مىكنند و نه به پناهگاهى محكم و استوار پناه مىبرند .
اى كميل ! محبت و دوستى با دانشمندان ، دينى است بر عهدهء مردم كه در جهت پرداخت آن بايد بكوشند و در مقابل ، جزا و پاداش بستانند ؛ علم گوهرى گران قدر است كه يابندهء آن خداى را اطاعت نموده و حياتى پربركت خواهد داشت و بعد از مرگ ، نام نيكوى او بر زبانها باقى خواهد ماند .
اى كميل علم از مال بهتر است زيرا كه علم تو را نگه مىدارد ، امّا مال را تو بايد نگهدارى ؛ دارايى و مال با مصرف از بين مىرود ، امّا علم با بذل و انفاق رشد نموده و بيشتر مىشود ؛ علم هميشه حاكم است امّا مال هميشه محكوم و در سلطهء همگان قرار مىگيرد . اى كميل ! مالداران و ثروت اندوزان مردگانى هستند كه به ظاهر زندهاند ، اما دانشمندان تا جهان باقى است زندهاند ، گرچه بدنهاى آنان در زير خاك پنهان است اما چهرهء معنوى آنها در دلهاى مردم جاى دارد [ آنگاه به سينهء شريفش كه گنجينه أسرار و منبع احكام الهى بود اشاره نموده ] و فرمود : در اينجا علم فراوانى وجود دارد كه اگر حاملانى براى آن مىديدم ، به آنها منتقل مىكردم ؛ اما افسوس كه حاملان واقعى وجود ندارند و آنانى كه هستند اعتمادى بر آنها نيست ، چرا كه علم را آلت صيّادى براى به دام كشيدن دنيا قرار دادهاند ، با حجّتهاى الهى ، روياروى اولياى خدا ايستاده و با نعم الهى در مقابل كتاب خدا دكانى باز نمودهاند و براى جلب منافع مادى آن را به رأى تفسير مىكنند و يا حكمتى را آموختهاند ، در حالى كه بينش نگاهدارى آن را ندارند و به همين علت با اولين شبههاى كه در دلش جرقه مىزند مىگويد : چرا اين نبوده و آن نيست . در لذّتها فرو رفته و زمام شهوات نفسانى را رها مىكند و بىدرنگ سرگرم جمعآورى مال و
آينه يقين ( ترجمة كشف اليقين ، علامه حلي ) ( فارسى ) — صفحة 223
مساهمون: العلامة الحلي
ص٢٢٣