« 245 » ترك مراوده با دوست ، نجوشيدن و احوال نپرسيدن داعيهاى قوى براى قطع دوستى و محبت است [ از اين رو گفتهاند ، دوست يافتن آسان ولى نگهدارى او مشكل است ] .
« 246 » چهار گروهند كه هرگز دعاهاى آنان مردود نخواهد شد :
1 . پيشواى عادل و رهبرى دادگر كه به عدل و داد با رعيّتش رفتار كند .
2 . فرزند نيكوكارى كه با پدر رفتار پسنديده داشته باشد .
3 . ستم ديدهاى كه از ظلم ستمگر به خدا بنالد ؛ خداى متعال مىفرمايد : به عزّت و جلالم سوگند كه امداد تو بر من لازم و حق تو را گرچه مدتى طولانى بگذرد از ظالم خواهم گرفت .
« 247 » گناهكارى كه خندان است اما به گناهش اعتراف دارد ، از گريهكنندهء فرمانبردارى كه بر خدا بنازد برتر است .
« 248 » هر كس كه به ديگرى اميدوار باشد ، هيبت و جلال او هميشه بر دل دارد و آن كه از شناخت چيزى كوتاهى كند و از معرفت به او محروم باشد ، زبان به عيب آن گشوده و آن را بد مىگويد .
« 249 » شگفتانگيزترين عضو بدن انسان قلب اوست ، در اين موجود پديدههايى از
هامش
( 245 ) . ارشاد شيخ مفيد ، ج 1 ، ص 302 ، شمارهء 55 ، باب سوم ، فصل 53 ؛ بحار الانوار ، ج 77 ، ص 423 .
( 246 ) . ارشاد شيخ مفيد ، ج 1 ، ص 303 ، شماره 59 ، باب سوم ، فصل 53 ؛ بحار الانوار ، ج 77 ، ص 423 ، كتاب روضه .
( 247 ) . ارشاد شيخ مفيد ، ج 1 ، ص 303 ، شماره 62 ، باب سوم ، فصل 53 ؛ بحار الانوار ، ج 77 ، ص 423 .
( 248 ) . ارشاد شيخ مفيد ، ج 1 ، ص 300 ، شماره 42 ، باب سوم ، فصل 53 ؛ بحار الانوار ، ج 77 ، ص 423 .
( 249 ) . مروج الذهب مسعودى ، ج 2 ، ص 421 ، خطبهء 7 ؛ تحف العقول ، ص 69 ؛ روضهء كافى ، ص 21 ؛ ارشاد شيخ مفيد ج 1 ، ص 30 ، شمارهء 43 ، باب سوم ، فصل 53 ؛ نهج السعادة ، ج 1 ، ص 496 ، شمارهء 149 .