« 185 » پيش از بيعت مردم با على عليه السّلام ، عايشه در شهر مدينه مرتبا مردم را به قتل عثمان تحريك مىكرد و مىتوان گفت : تنها كسى كه به رفتار عثمان شديدا اعتراض داشت ، عايشه بود ، او بود كه در هر كوى و برزن به مردم دستور مىداد ، او را بكشيد « اقتلوا نعثلا قتله اللَّه » را ورد زبان داشت و به مردم مىگفت : اى مردم ببينيد ، اين لباسهاى رسول خداست كه تا حال كهنه نشده ، اما عثمان سنت پيغمبر را ترك كرده و از متن اجتماع بيرون برده آن را كهنه و غير قابل عمل مىداند . وى پس از اطلاعيههاى پياپى به عنوان اعتراض ، مدينه را به قصد مكه ترك گفت ؛ اما پس از قتل عثمان براى رسيدن به هدفش با سرعت به مدينه بازگشت و در طول راه از عابرين اوضاع مدينه را پرسش نمود ؛ به او گزارش دادند كه پس از قتل عثمان ، مردم با على بيعت كردند ، از همان نقطه ، تغيير مسير داد و به مكه بازگشت و مرتبا بر خلاف گذشته مظلوميت خليفهء مقتول را اعلام و اضافه كرد كه به همين زودى به خونخواهى قيام مىكنم و انتقام خون مظلومانهء عثمان را از على خواهم گرفت ! « 186 » طلحه و زبير [ كه در خلافت به حق على عليه السّلام به آرزوى ديرينهء خويش نرسيدند ، مترصد بودند تا در فرصتى مناسب غائلهاى را بر پا نموده و شورشى را به راه اندازند امّا اين غائله سازى نياز به يك نوع تشكيلات بنيادى داشت تا با طرح نظريات مختلف و اخذ تصميمات لازم آن هم در جمع گروهى منسجم ، پرچم مخالفت را برافراشته و عليه حكومت نوپاى علوى قيام كنند ، در اين ميان اطلاع يافتند كه عايشه براى انتقام خليفه به قول خودش مظلوم ! مكّه را مركز فعاليّت قرار داده و مردم ناآگاه را عليه على عليه السّلام تحريك
هامش
( 185 ) . كشف الغمّة ، ج 1 ، ص 238 چنين گويد : پس باد به بينى انداخت و بازگشت و گفت : به خونخواهى وى قيام خواهم كرد ! ! به او گفته شد : اى ام المؤمنين ! تو خود به كشتن وى امر كردى و حال چنين مىگويى ! گفت : آن زمان كه من به كشتن وى دستور دادم او را نكشتند و رها كردند تا توبه كرد و به سوى خداوند بازگشت و پاك شد ، چنان كه طلا گداخته خالص مىشود و سپس او را كشتند ! ! ؛ تاريخ طبرى ج 4 ، ص 458 ، با اختلاف در الفاظ و اندكى اضافات .
( 186 ) . كشف الغمّه ، ج 1 ، ص 239 با اضافات زيادى نقل كرده ، مراجعه نماييد ؛ تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 180 .