هزيمت مواجه گرديد و ديرى نگذشت كه مانند رفيقش شكست خورده به مدينه باز آمد .
اين شكستهاى پى در پى ، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را متأثر ساخت ، براى سوّمين بار ، عمرو بن العاص پيشنهاد جنگ نمود و عرض كرد : يا رسول اللَّه اين مأموريت را به من محوّل كن ، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم درخواست او را پذيرفت و فرماندهى لشكر را به او سپرد ، ولى ديرى نپاييد كه او هم مانند آن دو با كشته و زخمى شدن تعدادى از يارانش منهزم گرديد و به مدينه بازگشت .
بعد از شكست اين چند نفر ، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم تا چند روز با افسردگى خاصى دشمنان را نفرين كرد ، سپس على عليه السّلام را طلبيده و فرماندهى لشكر را به او سپرد و تا مسجد احزاب او و همراهان وى را بدرقه نمود و براى پيروزى وى دعا كرد ، در جمع همراهان على عليه السّلام بنا به دستور رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ابو بكر ، عمر و عمرو بن العاص حضور داشتند على عليه السّلام با بينش خاص و شناخت تاكتيك نظامى شبها با نظاميان در حركت بود و روزها در مخفىگاهها پنهان مىشدند تا به دهانهء قرارگاه مهاجمان رسيدند ، گلوگاه ورود و خروج قرارگاه دشمن را محكم بسته و دشمن در بستر وادى محصور ماند ، عمرو عاص با توجه به طرح اين نقشه و اين كه ترديدى نداشت كه پيروزى سريع از آن مسلمانان خواهد بود ، با ابو بكر و عمر به گفتگو نشست تا به هر وسيله على عليه السّلام را از اقدام ماهرانهء نظامى كه پيش بينى نموده منصرف نمايند ، باشد كه اين نوبت نيز مانند گذشته با شكست روبرو شود و افتخار پيروزى لشكر اسلام به فرماندهى على عليه السّلام كه مسلّم و بىترديد بود از وى سلب گردد . اين پيشنهاد مورد قبول ابو بكر واقع شد و نزد على عليه السّلام آمد و گفت : اين سرزمين محل درندگان و گرگان است و از محلّ استقرار دشمن به ما سختتر مىگذرد ، بنا بر اين مصلحت در اين است كه اردوگاه را ، از اينجا به بالاى وادى انتقال دهيم ، تا گزندى از دشمن و درندگان به ما نرسد على عليه السّلام سخن او را شنيد ؛ اما جواب نداد ، ابو بكر نزد عمر و عمرو بن عاص آمد و جريان را بازگو كرد ، عمرو عين همين سخن را به عمر منتقل نمود و گفت : تو به او پيشنهاد كن شايد از تو بپذيرد ، وى با على عليه السّلام در اين باره صحبت كرد ، كه باز هم جواب نداد و ساكت ماند ؛ سپس به لشكر اعلام آماده باش نمود و به هنگام طلوع
آينه يقين ( ترجمة كشف اليقين ، علامه حلي ) ( فارسى ) — صفحة 180
مساهمون: العلامة الحلي
ص١٨٠