« 156 » مسلمانانى كه به دستور رسول اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در دهانهء شكاف كوه مشرف بر جبههء جنگ ، مستقر بودند ، با توجه به شكست دشمن و اين كه حاضران در ميدان جنگ ، به جمع غنائم مشغول شدند ، از فرمانده خويش رخصت حضور در صحنه جنگ ، براى جمع غنائم خواستند ، نكند كه از اخذ غنائم محروم بمانند ! عبد اللَّه گفت : رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به من دستور داده ، از اينجا گام از گام بر ندارم ، بنا بر اين نبايد اين موضع را ترك كنيم ، آنان گفتند : آرى فرمان پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در ابتدا همين بود ، اما او نمىدانست كه با اين سرعت چشمگير ، چنين پيروزى نصيب ما خواهد شد ! ! از اين رو دستهجمعى براى جمعآورى غنائم وارد ميدان جنگ شدند و عبد اللَّه را تنها گذاردند ! خالد بن وليد كه دهانهء كوه و استقرار مسلمانان را در آنجا كاملا زير نظر داشت ، با انتقال سريع مسلمانان از آنجا و تنها ماندن فرمانده آنان با حيله از پشت به وى حمله نمود و او را به شهادت رساند و بدين وسيله لشكر شكست خوردهء دشمن را قوت داد و از پشت به پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و يارانش حمله كردند پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم با تأثّر به كسانى از يارانش كه تنگه را رها كرده بودند فرمود : اكنون اين شما و آنچه در طلبش بوديد ! ! پس دشمن يكپارچه دست به حمله زد و با شمشير ، نيزه ، تير و سنگ ، بر مسلمانان ، حمله كردند و سرسختانه به جنگ پرداختند . اصحاب پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم كه چنين ديدند بر گرد وجود پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مىگشتند و از دشمن او را محافظت مىكردند ، تا اين كه هفتاد نفر از مسلمانان شهيد شدند .
« 157 » در اين جنگ على عليه السّلام ثابت قدم ماند و از شخص پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و رسالت الهى وى دفاع مىكرد و از هر طرف كه دشمنان به وى حمله مىكردند ، در مقابل حملات آنها جان
هامش
( 156 ) . ارشاد شيخ مفيد ، ج 1 ، ص 73 ، باب دوم ، فصل 22 با اختلاف اندكى در عبارات ؛ كشف الغمّة ، ج 1 ، ص 192 ؛ بحار الانوار ، ج 20 ، ص 49 و 82 .
( 157 ) . ارشاد شيخ مفيد ، ج 1 ، ص 73 ، باب دوم ، فصل 22 با اندك اختلافى در لفظ ؛ كشف الغمّة ، ج 1 ، ص 192 ؛ بحار الانوار ، ج 20 ، ص 83 .