« 146 » حنظلة بن ابى سفيان نيز با وى به جنگ پرداخت و كشته شد و ابن عدى را نيز مجروح نمود .
« 147 » سپس نوفل بن خويلد كه در نزد قريش احترام شايانى داشت و فرمان او را در هر أمرى اطاعت مىكردند و از شياطين قريش و زيركترين آنها بود و او كسى بود كه ابو بكر و طلحه را پيش از هجرت به طناب بسته و آنها را شكنجه ميداد تا با وساطت بعضى آزادشان نمود ، به ميدان نبرد گام نهاد .
« 148 » زمانى كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم متوجه شد ، نوفل در اين جنگ شركت نموده ، دست نياز به درگاه خداوند بلند نمود و دعا كرد كه : خدايا او را از ميان بردار و نابودش كن [ چرا كه اين ابليس متمرد بيش از ديگران آن حضرت را آزار مىرساند و قريش را عليه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و مسلمانان تحريك مىنمود ] ديرى نگذشت كه با نبرد تن به تنى كه با على عليه السّلام داشت به قتل رسيد و راه جهنم را در پيش گرفت پس از هلاكت او رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم پرسيد ، كيست كه از نوفل برايم خبرى بياورد ؟ على عليه السّلام عرض كرد ، يا رسول اللَّه من او را كشتم ، پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم از خوشحالى تكبير گفت و فرمود : سپاس خداى را كه دعاى مرا مستجاب كرد .
« 149 » على عليه السّلام همچنان در خط مقدّم جبهه با مشركان قريش تن به تن مىجنگيد و يكى پس از ديگرى را به هلاكت رساند در اين جنگ هفتاد نفر از سران قريش هلاك شدند كه تنها نصف آنها يعنى 35 نفرشان به دست على عليه السّلام كشته شدند و نصف ديگر آنها
هامش
( 146 ) . ارشاد شيخ مفيد ، ج 1 ، ص 60 ، باب دوم ، فصل 18 .
( 147 ) . ارشاد شيخ مفيد ، ج 1 ، ص 63 ، باب دوم ، فصل 19 .
( 148 ) . ارشاد شيخ مفيد ، ج 1 ، ص 67 ، باب دوم ، فصل بيستم ، بحار الانوار ، ج 19 ، ص 388 .
( 149 ) . ارشاد شيخ مفيد ، ج 1 ، ص 62 ، باب دوم ، فصل 18 ؛ كشف الغمّه ، ج 1 ، ص 183 .