تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آينه يقين ( ترجمة كشف اليقين ، علامه حلي ) ( فارسى ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
آنان و محل فرود آمدن آنهاست ، كسى از او پرسيد يا امير المؤمنين نام اين زمين چيست ؟ فرمود : اين جا زمين كربلا و محل شهادت گروهى است كه بدون حساب به بهشت مىروند . مردم مراد آن حضرت را از اين گفتار ندانستند ، تا زمانى كه حسين عليه السّلام و يارانش در آنجا به شهادت رسيدند . « 92 » از جمله پيشگويىهاى على عليه السّلام در ارتباط با ايجاد شهر بغداد ، حكومت بنى عباس ، عملكرد آنها در طول مدت پانصد و اندى سال ، نام يكايك آنان و انقراض دولت آنها بدست هلاكوخان مغول ، مىباشد . مؤلف گويد : پدرم اين خبر غيبى را نقل نموده و سپس در مورد عدم تعرض مغول به شهرهاى حلّه و كوفه و مشهدين شريفين [ يعنى نجف و كربلا ] سخنى دارد كه شايان توجه و حائز اهميت است ، چرا كه مغولان به شهرى هجوم نكردند ، مگر اين كه آن شهر را ويران نموده و ساكنان آنجا را نابود كردند . به همين علت ، زمانى كه هلاكو بغداد را محاصره كرد ، جريان غارتگرى مغول ، همه را مرعوب ساخته بود ، با اين كه هنوز شهر بغداد سقوط نكرده بود . اين خبر كه به مردم شهر حلّه رسيد ، همگى از وحشت و خوف سر به بيابان نهاده ، خانه و كاشانهء خويش را ترك كردند و تنها شمارى اندك كه از جملهء آنها مرحوم والدم و سيد مجد الدين ابن طاوس و فقيه دانشمند ابن ابو العزّ بودند در شهر باقى ماندند . اين چند نفر در مكانى اجتماع نموده و براى نجات خودشان و اهالى حلّه و شهر به تبادل نظر پرداخته ، در پايان تصميم گرفتند ، نامه‌اى مبنى بر وفادارى و متابعت براى هلاكو نگاشته
هامش
( 92 ) . سفينة البحار ، ج 1 ، ص 567 كه زير واژهء « الزوراء » از وى نقل نموده و در اين نقل به جاى كلمهء تكلم ، تكلة آمده است ، چنان كه در نسخهء چاپى نيز چنين است و باز در اين دو مصدر كلمهء إن صالحت و رحلت عنه ، به جاى ان صالحنى و رحلت نقمته و به جاى كلمهء مهارم ، مخارم ، و به جاى الحيف المحيف ، الخوف المخيف و به جاى كلمهء اذا انكروه ، اذا نكروه نقل شده است ؛ اثبات الهداة ، ج 2 ، ص 496 ، باب يازدهم ، حديث 350 ؛ نهج السعادة ، ج 3 ، باب الخطب ، ص 433 ، شمارهء 115 ؛ الغيبهء نعمانى ، ص 167 ، حديث چهارم .