تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آينه يقين ( ترجمة كشف اليقين ، علامه حلي ) ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
بشناسد در جمع آن عاملى به آن وجود ندارد و اگر منكرى كه آن را منكر مىدانند تماشا كنند از آن كناره نمىگيرند و باز در جمع آنها تاركى پيدا نمىشود كه آن را ترك كند ، در آن شهر مردان به مردان گرايش و زنان با زنان آميزش مىكنند . در اين هنگامهء تاريك و اندوهناك ، از قدرت و تسلط تركان ، مردم اين شهر در فتنهء قتل و غارت گرفتار شده و بانگ گريه‌هاى طولانى و صداى شيون و فغان از ساكنان اين شهر بلند خواهد شد . شما چه دانيد كه تركان چه كسانى هستند ! آنان گروهى هستند با چشمان كوچك ، با صورتهايى چون سپر ضخيم و لباسى آهنين كه بر صورتهايشان يك تار مو وجود ندارد ، فرمانده آنها مردى است كه آوازش بلند و صولت و قدرتش فراگير و همتش عالى است ، بر هيچ شهرى نمىگذرد مگر آنجا را فتح مىكند و پرچمى در برابر او افراشته نمىشود مگر آنكه سرنگون مىگردد ! واى بر كسى كه با او دشمنى كند ، او همچنان شهرها را به تصرف در مىآورد تا همه جا را فتح نموده و در تحت قدرت خويش در آورد . وقتى اين اوصاف را در بارهء تو شنيديم و خوانديم و ديديم اين اوصاف همه در شما جمع است از اين رو به تو اميدوار شده و به سوى شما آمديم ! هلاكو با شنيدن اين سخنان بسيار خرسند و شادمان گرديد ، فرمانى به اسم پدرم نوشت و در آن فرمان براى اهل حلّه و شهرهاى اطراف امان و آرامش خاطر داده و متعرض آن شهرها نشده سپس گويد : اخبار غيبى آن حضرت ، بيش از آن است كه شماره شود .