اين منبر شريف مشتمل بود بر دو درجه ومجلسي كه در آنجا نشينند وآن حضرت - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - در آن مجلس مىنشست وپاى مُبارك خود را بر درجهء دوم مىنهاد چون أبو بكر خليفه شد در درجهء دوم مىنشست وپاى خود در درجهء سفلى مىنهاد وعمر در درجهء سفلى نشسته پاى خود بر زمين مىنهاد وعثمان شش سال از خلافت خود به طريقهء عمر مىنشست . بعد از آن بلند قدم نهاد وبه جاى آن حضرت نشست .
الحق در اينجا مصلحتى بود كه به آن دفع حرج نمود .
از منصور خليفه حكايت كردهاند كه روزى مىگفت كه به عثمان مردم بنابر آن بد شدند كه أو بر خلاف شيخين بر جاى آن حضرت - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - نشست ، يكى از ظرفاى حضار مجلس أو « 1 » گفت كه اى أمير پس عثمان بر تو حق عظيم داشته است كه اگر أو نه چنان كردى تو امروز بايستى كه در ته چاه خطبه خواندى وعثمان أول كسى است كه منبر [ 60 - ب ] شريف « 2 » را كسوت پوشانيد وچون معاوية خليفه شد منبر را شش درجه ساخت وچون به حج آمد منبر شريف را از جايش جنبانيد ومىخواست كه به شام ببرد ناگاه آفتاب منكسف شد به حيثيّتى كه ستارهها مرئى گرديد . پس معاوية به مردم عذرخواهى كرد وگفت كه مىخواستم كه ته منبر شريف را نظر كنم وملاحظه نمايم كه مبادا كرم خورده باشد ودر روايتي آنكه معاوية به مروان نوشته وامر كرده بود كه منبر شريف را به شام فرستد وأو به موجب فرموده چون منبر را كند ، بادي تاريك تند برخاست كه ستارهها در روز نمايان شد چون مروان آن حال را مشاهده كرد گفت كه معاوية به من نوشته بود كه منبر شريف را بلند سازم ودر حال درودگران « 3 » طلبيد وفرمود كه شش درجه زيادة كردند وحال آنكه قبل از آن هيچ كس چيزى بر منبر شريف زيادة نساخته بود وچون مهدى خليفهء عباسى به مدينهء مُشرّفه قدوم نمود به امام مالك گفت : مىخواهم كه منبر شريف را به حالت أولى اعاده كنم ، امام فرمود كه منبرش از چوب گز است واين زيادتى را به آن ميخ دوز كرده ومحكم ساختهاند ، مىترسم كه چون زيادتى را از آن
هامش
( 1 ) - ل ود : ندارد .
( 2 ) - م : ندارد .
( 3 ) - ل : دودگران .