برگشته دست مبارك بر وى نهاد وگفت اختيار كن يكى از اين دو را كه يا تو را بنشانم در جايى كه بودى تا مىبوده باشى در آنجا چنان كه بودى ويا آنكه بنشانم تو را در جنّت كه آب از انهار « 1 » جنّت مىخورده باشى وحُسن تو زيادة مىشده باشد وميوه مىكرده باشى وميوهء تو را أولياء اللَّه مىخورده باشند وتو در آنجا مخلد مىبوده باشى وراوي زعم كرده كه از آن حضرت - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - مسموع شد كه مىگفت « نعم قد فعلت » دو بار پس از آن حضرت - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - پرسيدند . فرمود كه اختيار جنّت كرد وحسن بصرى - رضىاللَّه عنه - هر گاه كه به اين حديث تحديث مىكرد ، مىگريست ومىگفت كه چوبى از روى شوق به سوى رسول - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - حنين وناله مىكند وشما أولى واحقيد به آنكه مشتاق باشيد به سوى لقاى شريف آن سرور - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - ودر بيان موضع اين جذع گفتهاند كه در يمين مصلّا به ديوار قبلي مسجد چسبيده بود در موضع كرسي شمع كه در يمين امام است .
ودر روايتي آنكه بعد از آن به منبر انتقال فرمود آن جذع فرياد كرد وپاره شد أبى بن كعب أو را گرفته [ 60 - آ ] در آن زمان كه مسجد را هدم « 2 » كردند ولا يزال نزد أو بود تا آنكه كهنه وپوده « 3 » شد ودر روايتي آنكه رسول - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - فرمود كه زمين را كندند وأو را در آنجا دفن نمودند ودر موضع دفن أو چند قولي است يكى آنكه در تحت منبر دفن كردند ، ديگر آنكه نزديك به منبر در جانب يسار أو دفن كردند ، ديگر آنكه در جهت شرقي منبر در خلف أو ، ديگر آنكه در موضعي كه در آنجا بود . ودر آنكه صانع منبر كه بود وچه نام داشت نيز اختلاف بسيار كردهاند در قول اشهر آنكه مردى باقوم نام كه براي قريش بناى كعبه كرده بود اين منبر را راست كرد وباقول نيز گفتهاند بدل ميم به لام وأشبه أقوال به صواب آنكه ميمون نام داشت وقولي آنكه صباح نام غلام عباس - رضىاللَّه عنه - اين خدمت را به تقديم رسانيد وبعضي گفتهاند كه نام غلام ، كلاب بود وقولي آنكه صانع منبر ، مينا ، نام غلام زنى از أنصار بود .
هامش
( 1 ) - م : نهار .
( 2 ) - هدم : خراب كردن .
( 3 ) - پوده : كهنه ، پوسيده .