أوس است وأو حليف بنى قريظة بود . چون بنى قريظة با أو مشورت كردند در نزول به حُكم رسول - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - وأو چون گريهء بچگان وزنان را ديد رقّت نموده نعم گفت وبه دست خود أشارت به حلق خود كرد يعنى ذبح خواهند كرد شما را ، وابولبابه گفته است كه واللَّه كه هنوز قدمهاى من از جاى خود زايل نشده بود كه دانستم كه خيانت كردم به خدا ورسول أو ، ليكن به اين حال به نزد رسول - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - رجوع نكرد ، بلكه به مسجد آمد وخود را در موضع استوانهء توبه به جذعى به سلسلهء كران وبزرگ بربست ده شب وچيزى تا آنكه سامعهاش رفت وباصرهاش نيز نزديك بود كه برود وچون وقت نماز شدى يا به قضاى حاجت محتاج گشتى دخترش سلسله را وا كردى وچون فارغ شدى باز سلسله را رد كردى ودر بند شدى تا آنكه آيهء كريمهء :
« يا أيُّهَا الَّذِيْنَ آمَنُوا لا تَخُوْنُوا اللَّهَ وَالرّسول « 1 » . » الآية
نازل شد وسوگند خورد كه خود را وا نسازد تا رسول - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - وا نسازد ورسول - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - فرمود كه اگر پيش من مىآمد من براي أو استغفار مىكردم ليكن چون كه خود را بسته است من أو را اطلاق نمىكنم تا آن زمان كه خداى بر وى توبه دهد . سحرى بود كه در خانهء امّ سلمه - رضىاللَّه عنها - توبهء أو نازل شد وآن حضرت - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - آمده أو را وا كرد ودر قولي آنكه سبب ارتباط أو به اين استوانه تخلف « 2 » أو بود از غزوهء تبوك ومروى شده است كه رسول - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - نوافل را مستقبل اين استوانه ادا مىفرمود وبعضي ديگر گفتهاند كه چون آن حضرت - صلىاللَّهعليه وآلهوسلم - ازنمازصبحمنصرف مىشد بهسوىايناستوانه [ 62 - ب ] مىآمد وحال آنكه ضعفا ومساكين وضعيفان « 3 » آن حضرت - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - ومُؤلّفة القلوب ومردمى كه غير مسجد مبيتى نداشتند در حوالي اين استوانه جمع شده حلقه زده بودند ، پس آن حضرت - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - نزد ايشان مىنشست وبه ايشان مكالمه ومحادثه مىكرد واگر آيتي در آن شب نازل شده بودى بر ايشان مىخواند تا
هامش
( 1 ) سورهء انفال آيهء 27
( 2 ) - م : خلف .
( 3 ) - ل : ضيفان .