هنوز مُتفرق نشده بوديم وحديث ما با هم ديگر هنوز دراز نشده بود كه آن مرد درآمد گويا كه در چشم أو هيچ ضررى نبود . از اين أحاديث ثابت شد كه توسّل به آن حضرت - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - سنت حسنه وسيرت صالحه است با معقوليت آنكه ذكر محبوب محبوب است وتوسّل وتَشَفُّع به آن مرغوب وعادت نيز به آن جارى است كه توسّل وتشفّع كنند نزد بزرگى ديگر وچه كس محبوبتر وبزرگتر باشد نزد حق - سبحانه - از آن سيّد اوّلين وآخرين - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - وهمچنين جايز است توسّل وتشفّع كردن به ساير صالحين وصريح است در اين معنى استسقا نمودن عُمر به حضرت عباس - عمّ رسولاللَّه - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - وباريدن به آن سبب چنان كه در حديث وارد است . امام أبو بكر بن المقرى حكايت كرده كه من وطبرانى وأبو الشيخ در حرم رسول بوديم - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - وجوع در ما تأثير تمام كرد وآن روز چيزى نخورده بوديم چون وقت عشا شد به حضور قبر شريف رفتيم وگفتيم يا رسول اللَّه الجوع وبازگشتيم وخواب كردم من وأبو الشيخ وطبرانى نشسته بوده در چيزى نظر مىكرد ناگاه علوي زادهاى « 1 » حاضر شد به دو غلام با هر يك زنبيلى كه در آن چيزى بسيار بود پس نشستيم وخورديم وباقي را پيش ما گذاشت وگفت : اى قوم مگر شما به رسول اللَّه - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - شكوه كردهايد كه ايشان را در خواب ديدم ومرا امر كردند به آنكه پيش شما چيزى بياورم . « 2 » أبو العباس بن نفيس مقرى ضرير حكايت كرده كه گرسنه شدم در مدينه سه روز ، پس آمدم به قبر أطهر وگفتم يا رسولاللَّه گرسنه شدم وبعد از آن اندك خواب كردم جاريهاى آمد وبه پاى خود مرا زد برخاستم وبا أو به خانه رفتم نان گندم وپارهاى خرما وروغن به من داد وگفت يا اباالعباس به تحقيق كه [ 30 - آ ] جدّ من مرا به اين امر فرمود هر گاه گرسنه « 3 » مىشوى پيش ما بيا ودر اين معنى وقايع بسيار وحكايات بىشمار است .
أبو سليمان داود شاذلى در كتاب بيان وانتصار در عقب ذكر مثل وقايع مذكوره گفته : در
هامش
( 1 ) - م : زادهاى ندارد .
( 2 ) - د ول : برداشته ، آرم .
( 3 ) - ل : ندارد .