تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلاصة الوفا بأخبار دار المصطفى ( ص ) ( اخبار مدينه ) ( فارسى ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
عليه وآله وسلم - فرمود كه اگر مىخواسته باشى دعا كنم واگر خواهى صبر كن كه تو را بهتر است . گفت يا رسول اللَّه دعا كن . پس فرمود أو را كه وضوى خوب [ 29 - آ ] سازد وبه اين دعا از خداى تعالى حاجت خود خواهد « الَّلهُمَ انى اسئَلُكَ وَأَتَوَجَّهُ الَيْكَ نَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ - صَلى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمْ - نبي الرحمة يا مُحَمَّد انّى توجهت بِك إلى ربى في حاجتي ليقضى لي الَّلهم شفعه في » ترجمهء دعا اين است : اى خداى من از تو مىخواهم وبه تو توجه مىكنم به وسيلهء پيغامبر تو محمد رسول‌اللَّه - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - كه نبي رحمت است واى محمد توجه نمودم به وسيلهء تو به سوى پروردگار خود در حاجتي كه دارم تا قضاى حاجت من نمايد ، اى پروردگارا شفيع من گردان محمد را - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - ودر روايت صحيح ديگر آمده كه فىالحال برخاست وچشمش روشن شد وهم راوي حديث عثمان بن حنيف روايت نموده كه مردى براي حاجتي به در خانهء عثمان بن عفان تَرَدُّد مىكرد وأو به أو التفات نمىنمود ودر نظر حاجتش نمىفرمود . به من از حال خود شكايت كرد فرمود كه به آن خانه « 1 » رو وضو ساز بعد از آن به مسجد آي ودو ركعت نماز گزار بعد از آن بگو : « اللهم إنّى اسئَلُكَ وَاتَوَجَّهُ الَيْكَ نَبيِّنا مُحَمَّد - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - نَبِى الرَّحَمة يا مُحَمَّد انّى اتوجَّه بِكَ إلى رَبِّك فتقضى حاجَتى . » پس ذكر حاجت خود كن پس آن مرد رفت وآنچه فرموده شده بود به تقديم رسانيد وبعد از آن به در خانه عثمان رفت فىالحال دربان آمده ودست أو را گرفته به نزد عثمان درآورد وعثمان أو را بر بساط خود نشانيد وگفت : حاجت تو را ياد نكرم الّا در اين ساعت وهر حاجت كه دارى بگوى . بعد ازآن از آنجا بيرون آمد وبه ابن حنيف گفت « 2 » - جزاك اللَّه خيراً - كه نظر نكرد در حاجت من تا تو به أو نگفتى وابن حنيف گفت : واللَّه كه من به أو سخن نكردم ، ليكن رسول را - صلىاللَّه عليه وآله وسلم - مُشاهده كردم كه كورى « 3 » به حضرت أو آمده واز حال خود شكايت نموده وقضيّه « 4 » به تمام گفت [ 29 - ب ] به زيادت آنكه واللَّه كه
هامش
( 1 ) - ول م : آن خانه ندارد . ( 2 ) - ل : واخورد وگفت . ( 3 ) - ل : اعمايى . ( 4 ) - ل : قصه .
خلاصة الوفا بأخبار دار المصطفى ( ص ) ( اخبار مدينه ) ( فارسى ) — صفحة 110 | سيد كمال حاج سيد جوادى / نورالدين علي بن أحمد السمهودي