و مخصوصاً در نسل جوان آگاهى خاصى ايجاد كرد مرحوم سيّد سليمان براى ديدن اقبال به شهر لاهور آمد تا از نزديك او را بشناسد . سپس به ملاقاتش رفت و پس از ابراز محبت از اقبال پرسيد : چگونه است كه من و امثال من كه سالها در علوم اسلامى و تاريخ و حديث وقت صرف كردهايم آن اثرى كه از تبليغات و اثر شما به دست آمده است را فاقد هستيم و اضافه كرد كه از لكنهو آمدهام تا ضمن ديدار اين موضوع را براى من تشريح كنيد . اقبال پس از ابراز شكسته نفسى گفت : « اگر چنين عاملى وجود داشته باشد صرفاً محصول اين سابقهء ذهنى است كه پدرم به من توصيه و تأكيد مىكرد . او مىگفت : قرآن را طورى بخوان كه گويى بر تو نازل شده است و تو را مأمور اجراى همهء اوامر مىداند » .
خاصيت اين توصيه كه مورد اعتراف خود اقبال است محتاج به شرح و بسط بيشترى نيست ولى انعكاس اين نكته در ذهن روشن او به طورى مشهود است كه قابل بيان نيست . از جمله ما وقتى كه ارمغان حجاز را كه آخرين اثر ادبى اوست مىخوانيم از خود بىخود مىشويم ، مخصوصاً كه تمام آرزوهاى خودش را كه زيارت مكه و مدينه بوده است در قالب اشعار سوزناكى بيان كرده است و از اينكه در سالهاى آخر زندگى دچار بيمارى شده است و به آن زيارت موفّق نشده است اشك مىريزد .
پرسش . البته شما در كتاب اقبالشناسى مفصلًا دربارهء زندگى و اشعار اين شاعر بزرگ بحث كردهايد ، اما بىمناسبت نيست در اينجا هم به اختصار تأثير اشعار شخصيت اقبال در مسلمانان امروز اشاره كنيد .
پاسخ . بدون ترديد اشعار و سخنانى كه از اقبال براى ما باقى مانده
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 562
مساهمون: أحمد أمين
ص٥٦٢