آشكار از فرنگ و فرنگى مآب داشت و خلاصه مسلمانان را از خواب غفلت بيدار كرد و دولت پاكستان را هم او به وجود آورد . به دليل همين فكر عميق و وسيع ، وارثِ افتخار فرهنگى همهء مسلمانان شد و همه را به تكاپو و استقلال واداشت .
خطابهاى را كه در سال هزار و نهصد و سى و اندى در اللَّهآباد لاهور به عنوان رييس حزب مسلّم ليگ ايراد كرده بود ، من از انگليسى ترجمه كردم كه در يكى از شمارههاى مجلهء « مكتب اسلام » درج شده است و خطابهاى خواندنى است . در آن معانى تاريخى ، علمى ، اخلاقى و سياسى بسيار آورده است و مىگويد :
« راه علاجى نداريم جز اينكه براى مسلمانان ، كشورى در نظر بگيريم كه مستقل باشد و علاوه بر بهرهمندى از نعمت آزادى ، از نعمت خداپرستى هم برخوردار شوند ، تزاحم از بين برود و هندوها نيز نترسند » .
نكتهء جالبى كه در خطابهء مذكور خوانده مىشود اين است كه هندوها نترسند از اينكه ما قصد كشور گشايى داريم يا مىخواهيم مانند پيشآمدهايى كه در تاريخ ديده مىشود به كسى تعرض كنيم ، بلكه بدانند در قرنهاى گذشته موارد بسيارى بر اسلام گذشته است ، امپرياليسم عرب بوده نه حكومت اسلامى . اسلام همهء افراد بشر را در حكم واحد مىداند ، همه برادر و همه برابرند و اين برادرى را از ابتدا اعلام كرده است . كلكم من آدم و آدم من تراب ، آن خطابه پيغمبر و آن كلام صريح قرآن كه همهء افراد بشر مساوى هستند ، الناس كسنان مشك و امثال اينها ، يا الناس امام الحق سوا . اينها مفاهيم اسلامى هستند كه جاويد مىمانند و همهء افراد بشر را در حد متعادل ، در حد تساوى ، و در حد برابرى و برادرى مىداند و يكسان مىخواند .
اما مسألهء برادرى طبيعى كه پدر و مادر همه ، آدم و حوا هستند ،
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 559
مساهمون: أحمد أمين
ص٥٥٩