اسلام مطابقت مىكند براى شما توضيح دادهام ، حقيقت امر اين است كه اسلام غير از مسيحيت است . دولت اسلامى عبارت از يك ارگانيزم است .
اسلام بشر را مخلوق خاكى نمىانگارد كه محدود به اين قسمت از زمين باشد يا به آن قسمت ، بلكه انسان را به اصطلاح مكانيزم اجتماعى ، موجودى معنوى و روحانى مىداند و معتقد است كه انسان در اين مكانيزم ، به عنوان يك عامل جاندار و زنده ، داراى حقوق و تكاليفى است » .
و در جلسهء كنفرانس اسلامى به سال 1351 كه به رياست اقبال برگزار شد ، گفت : « آسيا نمىتواند سرمايهدارى جديد غرب را با آزادى عمل فردى بىبند و بارش درك كند . اين كيشى كه شما نمايندهء آن هستيد براى فرد ارزش قايل است و او را موظف مىكند كه آنچه دارد در راه خدا و بشر انفاق كند .
امكانات اين كيش به پايان نرسيده است و توانايى آن را دارد كه جهان تازهاى ايجاد كند تا در آن مقام و حيثيت اجتماعى بشر به وسيلهء طبقه ، رنگ يا نژاد يا مقدار اجرت و مزدى كه مىتواند به دست آورد مشخص نشود » .
بايد بگويم از نظر روحانيت و معنويت ، ما در حال حاضر در زندانى از افكار و هوسهايى زندگى مىكنيم كه در طول اعصار و قرون به دور خود تنيدهايم . از اين گذشته با كمال شرمسارى اين نكته را بايد اضافه كنم كه ما افراد نسل قديم نتوانستهايم نسل جديد را در برابر بحرانى كه احتمالًا دوران جديد ايجاد خواهد كرد ، مجهز كنيم . جامعهء ما به كلى بايد در طرز تفكرش به طور دقيق و كامل تجديد نظر كند و آن را به صورتى درآورد كه بتواند به خوبى جوابگوى آرزوها ، رغبتها و ايدهآلهاى جديد باشد .
مسلمانان سالهاست از تعمق و تدبر اعمال حيات درونىشان
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 564
مساهمون: أحمد أمين
ص٥٦٤