تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 561

مساهمون:

ص٥٦١
بشرى ، جهانى و انسانى . اين نظر اقبال را در ميان شخصيت‌هاى علمى آسيا ، تا آن‌جا كه من اطلاع دارم ، جز در شخصيت سيّد جمال‌الدين و عبدالرحمن كواكبى كه پيش از اقبال بودند و الفضل للمتقدم ، در ديگران كمتر ديده‌ام . گذشته از اين‌كه اقبال در حقيقت يك عطيه الهى براى مسلمانان است ، هندوها نيز او را دوست دارند و مىستايند . براى مثال يكى از شخصيت‌هاى هندو مىگويد : « اين هندوستان است كه اقبال را پرورانده است » . گاندى ، زعيم سياسى هند مىگويد : « هندوستان داراى دو چشم بود رابيندرانات تاگور و محمد اقبال » . شخصيت علمى ، ذهنى و فكرى اقبال آن‌قدر علو و سيطره پيدا كرد كه مسلمان و هندو ، هر دو به شخصيت والاى او اقرار و اعتراف داشتند . ولى البته به قاعدهء اين‌كه به تعبير مرحوم قائد اعظم كه مىگفت آيين اسلام مذهب نيست ، مذهب آن است كه در ميان هندوهاست اسلام منطق حيات است و نظام اجتماع بشر حيات مىخواهد و اجتماع بشر هم به نظام نياز دارد . اقبال اين معنى را همانند قائد اعظم درك كرده بود و رسالت او نيز همين بود . در ميان متفكران قرن اخير اقبال با اين‌كه زبان اصليش عربى نبود ، بهره‌اى خاص از قرآن برده است كه مخصوص خود اوست و به همين سبب شخصيت او در نسل جديد و معاصرانش تأثير بيشترى گذاشت و اين محصول خاطرهء ممتازى است كه از او باقى مانده است . در تاريخ زندگى وى مىخوانيم كه ، مرحوم سيّد سليمان ندوى كه شيخ‌السلام پاكستان شد ، در شهر لكنهو زندگى مىكرد . او اقبال را از دور مىشناخت ولى پس از آن‌كه شهرت اقبال سراسر هند را فرا گرفت
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 561 | أحمد أمين / سيد غلامرضا سعيدى