تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 560

مساهمون:

ص٥٦٠
علم زيست‌شناسى و روان‌شناسى و تاريخ غير از اين چيز ديگرى نمىتواند بگويد . علوم دينى ، علوم طبيعى و علوم روانى معتقدند كه خلقت اوليه بشر يكى بوده است و همه به يك پدر و مادر باز مىگردند ، همه در اين مسأله متفق‌اند كه همه افرادى كه از يك پدر و مادر متولد شده‌اند برادرند ، برادر فطرى ، طبعى و خلقى . اما برادر اخلاقى برنامهء ديگرى مىخواهد كه همه اختلافات ذهنى ، خودپسندىها و خودخواهىهاى خود را كنار بگذارند و برادرانه و تحت يك عنوان معين كه جز در سايه توحيد ممكن نيست زندگى كنند . خدا يكى ، پيغمبر يكى ، قبله يكى ، كتاب يكى . قرآن يكى و زندگى يكى . اگر اين يگانگى اخلاقى ، علمى و فكرى تضمين شود ، دنيا گلستان خواهد شد . جنگ و جدالى نخواهد بود و زندگى پليدى نخواهد داشت . اين در مرحلهء برادرى دوم زمانى حاصل مىشود كه همه اين برنامه را بپذيرند همان‌طور كه مسلمانان صدر اسلام به همان صداقت از پيغمبر پذيرفتند و بهرهء دنيا را بردند ، باقى افراد بشر نيز به صلاحشان است كه بپذيرند . مرحوم علامه اقبال اين معنى را به هندوها تفهيم كرد و به آنها گوشزد نمود كه نترسيد ، اگر حكومتى براى ما تشكيل شد ، قصد جهانگيرى و تزاحم نداريم . منطق قرآن ، منطق ارفاق و اغماض و منطق گذشت و ملايمت است . پيغمبر فرموده است : « امرت مداراة الناس كما امرت بالرسالة » . يعنى من به مدارا كردن و سازش و كنار آمدن با همهء مردم مأمور شده‌ام همان‌طور كه براى ابلاغ رسالت مأمور شده‌ام . همچنين اقبال مىگفت كه مسألهء مسلمانى از آن عرب و از آن يك ملّت بخصوص نيست ، بلكه اسلام برنامه‌اى است بين‌المللى ،