تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 558

مساهمون:

ص٥٥٨
كشتىها را به ساحل اندلس برد و فرمان داد بسوزانند ، گفت : « البحر ورائكم و الخصم امامكم » و كشتىها را سوزاند . به طارق گفتند : « چرا چنين مىكنى ؟ » گفت : « دشمن روبرو و پشت سر درياست ، اگر جلو رفتيد و بر دشمن غدار سفاك ، خونخوارِ منكرِ مشرك و كافر متجاوز غلبه كرديد ، سيادت مملكت از آن شماست و اگر مىخواهيد بازگرديد درياست ، اختيار با خود شماست » . به آن كيفيت رفتند و اسپانيا را گرفتند و پرچم اسلام را برافراشتند . خطابهء طارق بن زياد از مهمترين خطابه‌هاى تاريخى است و در عداد خطابه‌اى است كه ناپلئون در كنار احرام مصر خواند و اقبال كه خدايش بيامرزد خطابهء طارق را به صورت ذيل درآورده است :
طارق چو بر كناره اندلس سفينه سوخت * گفتند كار تو ز نگاه خرد خطاست دوريم از سواد وطن ، باز چون رسيم * ترك سبب ز روى شريعت كجا رواست خنديد و دست خويش به شمشير برد و گفت * هر ملك ملك ماست كه ملك خداى ماست
در سنين جوانى كه آمادگى ذهنى داشتم و به قرآن و اسلام تا حدود توانايى علاقمند شده بودم ، معنى و تصوير اين مطلب اثر ديگرى در من گذاشت و نيز مذمت‌هاى آشكارى كه اقبال از غرب داشت و نمونه‌اش اين بيت است :
بيا كه ساز فرنگ از نوا درافتاده * درون سينهء او نغمه نيست فرياد است
اقبال تبعهء هندوستان بود و هندوستان در آن زمان هنوز مستعمرهء انگلستان به شمار مىرفت . از همان ايام انتقادهاى عميقى به طور