مسلمانان ريشه دوانيده است راه حلى را به آنان نشان خواهد داد ، و مسلمانان مشكلات خود را مانند گذشته بر اين اساس حل خواهند كرد يا اينكه اين افكارى كه از كارخانهء تمدن غربى بيرون آمده ، خداى نكرده در جوامع اسلامى ، مؤثر و كارگر خواهد افتاد ، قابل پيشبينى نيست .
چندى قبل نامهاى از پروفسور وينسنك هلندى داشتم با اين مضمون كه : « جهان اسلام در حال حاضر ، وارد همان مرحلهاى شده كه جهان مسيحيت يك قرن پيش در آن حال مىزيست . بايد دانست كه پيچيدهترين مشكلات و صعبوتهايى كه فعلًا به چشم مىخورد اين است كه مسلمانان پس از آنكه اسلوب سابقشان را در تصور كُنه حيات از دست دادهاند ، گرفتار اين موضوع شدهاند كه چگونه مىتوان بنيان ملتى را از تزلزل و انهدام حفظ كرد » .
سپس وينسنك مىگويد : « شخصاً نمىتوانم سرنوشتى را كه در انتظار مسيحيت است پيشبينى كنم و بگويم مقدار تأثير آنچه و چقدر خواهد بود ، و همچنين نتيجهاى را كه در ميان ملتهاى مسلمان مورد انتظار است پيشگويى كنم » .
ما در زمان حاضر ملاحظه مىكنيم كه مسلمانان با توجّه به عوارض وطن دوستى ، غرق در تعصب خون و نژاد شدهاند ! توجّه به اين معنى اين پرسش را به ميان مىآورد كه آيا اين عوارض غير از آن تمايلاتى است كه بين شخص مسلمان و تحقق مقاصد و هدفهاى اولى انسانى او كه جزء اصلى رسالت اولى اوست حائل مىشود ؟
و آيا همين احساسات منتهى به توهين و اهانت به اركان اصلى اسلام نمىشود ؟
از اينكه ضمن اين سخنرانى ناگزير شدم به اين اسلوب علمى متوسل شوم و ذهن حضار را متوجّه نظريات علمى و مشكلات
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 542
مساهمون: أحمد أمين
ص٥٤٢