حكومتى ندارد در عين حال آنچه را حقاً بايد مسخره و ريشخند ناميد اين است كه اين دولتها پس از نابود ساختن معتقدات دينى و مبادى اخلاقى مآلًا رؤياى شيرين طلايى ديگرى در ذهنشان پرتو افكنده و در صدد اتحاد اروپا برآمدهاند !
به تعبير ديگر مىتوان گفت اكنون اروپاييان ضرورت اتحاد را احساس كردهاند و اين همان معنايى است كه سابقاً در سايهء حكومت پاپها وجود داشت . لكن اروپاييان به جاى اينكه اركان اتحاد را در پناه برادرى جهانى انسانى ، كه قلب مسيح عليه السلام براى آن در تپش است پايهگذارى كنند در سايهء تعليمات لوتر كليهء مواريث يگانگى و همدردى را از بين بردهاند !
ما مسلمانان برعكس جهان مسيحيت انتظار آن را نداريم كه در ميان مسلمانان ، لوتر ديگرى قيام كند زيرا آن همه بند و زنجيرهايى كه در قرون وسطاى مسيحى در ميان مسيحيان وجود داشت و حكم ضرورت بايد در هم شكسته مىشد در دين حنيف ما وجود ندارد به دليل اينكه اسلام آن چنان كيش ارزنده و گرانمايهاى است كه پايههاى اولى آن بر اساس وحى و تنزيل قرار داده شده است و همين اساس ، جامعه قواعد كلى آن است ، و اينكه بعضى از فقهاى ما در اين اواخر عزلت گزيده و از زندگى عملى بر كنار شده و به نيازمندىهاى عصر و زمان و مقاصد و مطالب آن توجهى مبذول نداشته و نيازمندىهاى ما را به تجديد فكر و عنايت به عمران و آبادى از نظر دور داشتهاند ، از شأن اين حقيقت چيزى نخواهد كاست .
فعلًا نمىتوانم نتيجهء توجّه و عنايت مسلمانان را به مسائل اقليمى و ملى كه در ميان ملتهاى مسلمان راه يافته پيشبينى كنم ، ولى احتمال اينكه جاذبهء اسلاميت كه در اعماق مشاعر و احساسات
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 541
مساهمون: أحمد أمين
ص٥٤١