تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 517

مساهمون:

ص٥١٧
بر طبق اعتراف اقبال ، وى از اين خصوصيات ذهنى و عقلى و پيشرفت‌هاى فلسفهء غرب متأثر شده است ، در نتيجه فلسفهء او نوعى تازگى و تجدد خاصى را احراز كرده كه به وسيلهء آن توانسته است كليهء واقعيت‌ها يا نمودهاى علمى را كه تاكنون شناخته شده است و همچنين آنهايى را كه در آينده شناخته مىشوند با يكديگر تلفيق دهد و بدين ترتيب وى ثابت مىكند كه روش فلسفى نهايى جهان كه استعداد طرد كردن فلسفه‌هاى خطاى هر عصرى را داشته باشد فلسفهء اوست و ديگر چنان فلسفه‌اى در زمان محى الدين و شاه ولى اللَّه كه محيط عقلى و فكرى صورت ديگرى داشت نمىتوانست به وجود آيد . اگر امروز ملّت سلام يا هر ملّت ديگرى بخواهد تا منطق مادى را با اسلوب عقلى و علمى يعنى با اسلوبى كه براى بشر عصر حاضر قابل فهم و قانع كننده باشد رد كند فقط بايد به فلسفهء اقبال مراجعه كند . بشر براى شناختن حقيقت خود و جهان ، تشنگى خاصى دارد و براى كشف اين معنى در طى طريق دچار مشكلات و موانعى مىشود ، ماهيت و خاصيت اين موانع هرچه باشد علاجى را كه طبيعت براى رفع آن آماده كرده است متناسب با آن موانع مىباشد . فلسفهء اقبال مشخصات ظاهرى اين عصر را با يكديگر تلفيق داده است تا اين‌كه براى آنها پادزهرى باشد . فلسفه‌هاى متفكران بزرگى از قبيل محى الدين عربى و شاه ولى اللَّه براى فلسفه‌هاى عصر خودشان به مثابه پادزهرى بوده است ولى براى فلسفه‌هاى عصر حاضر نمىتواند اين چنين عمل كند بدين سبب اقبال محق بوده است كه بگويد :
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 517 | أحمد أمين / سيد غلامرضا سعيدى