با توجّه به اين معنى است كه اقبال ملّتش را دعوت مىكند تا به پيام او گوش دهند و براى انجام همين منظور است كه مىگويد :
حلقه گرد من زنيد اين پيكران آب و گل * آتشى در سينه دارم از نياكان شما « 1 »
به هر حال براى اجابت دعوت اقبال بود كه افراد مسلمان دست به دست يكديگر دادند و دولت جديدى را به نام پاكستان به وجود آوردند .
آنچه فعلًا مورد بحث است اين است كه ملّتهايى كه از سرودههاى اقبال الهام گرفتهاند افكارى را كه مدلول آنها در اشعار اقبال گنجانده شده است به شكل جامعه و شاملى عملى كرده تا بتوانند عميقاً فلسفهء اقبال را ارزيابى كنند و به صورت كامل و به شكل محسوس و مبرهنى آن را بر ديگران نيز عرضه دارند .
بديهى است اگر بخواهيم مفهوم كامل فكر اقبال و برنامهء او را عملى كنيم ، بايد حتّى از جزيىترين واقعيتها يا نمودهاى علمى كه روشن كنندهء شمول كلى افكار اوست غفلت نورزيم .
مقصود اين است كه ابتدا تفسير كنندهء فلسفه يا فكر اقبال ( با توجّه به اينكه فلسفهء اقبال از هر نظر كامل و شامل است ) بايد با دقت نظر و بدون اينكه از جاذبه و شمول كلى و جامعيت آن و از استعدادى كه بالقوه دارد و بالفعل مىتواند داشته باشد چيزى كاسته شود يا به صورتى درآيد كه كمتر قابل فهم باشد و از توجّه به واقعيت علمى يا فلسفى يا فكر فلسفى ديگرى كه هماهنگ با نظر اقبال باشد ، غفلت
هامش
( 1 ) . اتفاقاً در اين پيام روى سخن شاعر بيشتر با جوانان ايران است و من به سهم خود در دوران بحران فكرى بهرهء حياتبخشى از او بردهام .