شد ، و درصدد جستجوى اين واقعيتها يا نمودها برخواهد آمد تا از هر جا كه مىتواند آنها را به دست آورد و با اين روش تطبيق دهد ، زيرا فقط همين واقعيتها يا نمودها با مفهومى كه او از حقيقت به دست آورده است هماهنگ بوده و براى او مفيد خواهند بود . اگر بخواهد بعضى از اين واقعيتها يا نمودهاى علمى را كه به طور كلى نمودهاى علمى تلقى شدهاند ، تعديل كند ، اين عمل نيروى ادعاى او را حفظ مىكند .
اين تعديل داراى چنان خاصيتى خواهد بود كه نواقص و اشتباهات اين نمودها را مرتفع خواهد كرد و اگر از پارهاى نمودها تغافل شود ، آنها نمودهايى خواهند بود كه به حقيقت درخور تغافل باشند و اگر در بعضى موارد ديگر از اهمّيّت بعضى از اين نمودها كاسته شده باشد ، صرفاً به آن علت خواهد بود كه درخور بىاهميتى بودهاند .
همچنين اگر فيلسوف پارهاى از قضاياى فرضيه را در روش فكرى خود وارد كند ، دير يا زود ثابت خواهد شد كه در حقيقت حدس و گمانهاى خردمندانهاى نبودهاند و ارزش آن را نداشتهاند كه قضيهء فرضيه شناخته شوند ، و فقط مطابق تمام موازين عقلى و علمى ، نمودهاى صحيحى بودهاند و بس .
بنابراين صحت نظر هر شخصى راجع به حقيقت جهان به صحت كليهء روش فلسفى او منتهى خواهد شد ، و همچنين منتهى به تعديل او تصفيهء بخشى از نمودهاى ظاهراً علمى خواهد شد كه خطاى آن مشهود نبوده است و حتّى بر افتخار كشفكنندهء نمودهاى حقيقى جديد علمى خواهد افزود و وسيلهء پيشرفت خواهد شد .
بدين ترتيب ، علم به كمك مفهوم واقعى حقيقت پيشرفت مىكند
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 491
مساهمون: أحمد أمين
ص٤٩١