وجود ندارد زيرا هر دو در يك منطقهء دانش يا در يك بُعد كار مىكنند و هر دو از جهت علم و تحقيقى كه دنبال مىكنند ، وابسته به نوعى استعداد بشرى هستند كه الهام ناميده مىشود .
حقيقت جهان ، بزرگترين زيبايىها
علوم طبيعى بايد در عالىترين مراحلش به صورت فلسفهاى درآيد ، زيرا مادامى كه به صورت فلسفه درنيامده باشد ، بايد از هر جهت معنايش را از دست بدهد .
ما مىدانيم كه قلمرو خلقت سه منطقه يا سه بُعد دارد :
1 . بُعد جهان مادى .
2 . بُعد جهان حيوانى .
3 . بُعد جهان انسانى .
اين سه بُعد علوم نيز به سه قسمت تقسيم مىشود :
الف . علم فيزيك .
ب . علم زيستشناسى .
ج . علم روانشناسى .
اكتشافات فيزيك در قرن حاضر ، علماى فيزيك را مجبور كرده است اين اظهار را كه از الهام سرچشمه مىگيرد به زبان آورند كه حقيقت نهايى جهان آگاهى است .
بايد دانست كه علماى فيزيك اجباراً به اين نتيجه رسيدهاند ، زيرا هيپوتزى را كه تاكنون بر آن تكيه داشتهاند و معتقد بودهاند كه حقيقت نهايى جهان ماده است ، نتوانسته است اكتشافات تازه را در قلمرو فيزيك تشريح كند .
براى تشريح اين نظريهء جديد دانشمندان علم فيزيك از قبيل