مىآورد ، تا جايى كه ايمان ما نسبت به آن معنى ، بدون هيچ تزلزلى به شكل قاطعى درمىآيد و هرگاه آن قضيهء فرضيه با واقعيتها يا نمودهايى كه كشف مىكنيم تطبيق نكند از آن احتراز مىكنيم و آن را خطا مىانگاريم .
موضوع اتم در ارتباط با ايمان به غيب از لحاظ عالِم طبيعى نمونهاى دقيق و حساس است ، با اين توضيح كه با اينكه ما در رابطه با ماهيت اتم چيزهاى زيادى مىدانيم ، اما خود اتم به معنى اصطلاحى معمولى فهميده شده است ، و چون ديده نمىشود تاكنون به صورت غيب باقى مانده است !
اتم از قرنها پيش به عنوان هيپوتز يا قضيهء فرضيهاى پذيرفته شده و وجود آن مورد تصديق بوده است ولى بر اثر تجربياتى كه ما از نتايج آنها يعنى از وحدتهايى كه به صورت وحدت جديدى به وسيلهء مفهوم الهامى اتم به دست آوردهايم فعلًا به صورت واقعيت يا نمود غيرقابل انكارى درآمده است به طورى كه انسان توانست دو شهر هيروشيما و ناكازاكى را در يك لحظه به تلى از خاكستر مبدل كند .
عالِم طبيعى مىتواند اين قضيه يا ادعا را كه به وسيلهء آن نمودهاى مشهودى تشريح و منظم شدهاند ، در قياس با اين نمودهاى مشهود ، واقعيتى بينگارد كه جنبهء علمى آن كمتر باشد و نيز مىتواند ادعا كند كه چون نمودهاى مشهود علمى را پايهگذارى مىكند ، آن قضيهء فرضيهاى كه واقعيتها را تشريح مىكند علم نيست و چه بسا كه اين قضيه براى او مفيدتر از اين نمودهاى مشهود جداگانه باشد تا حدودى كه اين قضيهاى كه آن را پايه و مبنايى براى سبقت گرفتن و ادراك واقعيتها يا نمودهاى جديدترى مىداند آماده شود ، ولى براى قضيهء اين واقعيتها يا نمودهاى مشهود او نيز چندان اهميتى نخواهد
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 486
مساهمون: أحمد أمين
ص٤٨٦