تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤
خود كى پاس خبركى سوا كچهه اورنهين * تو را علاج نظر كسى سوا كچه اورنهين
يعنى جهان عقل را چراغ راه مىانگارد و مىداند كه شور عشق خود داراى معرفت حقيقى است و عقل جز اطلاع چيزى ندارد . علاج درد شما جز در بصيرت نيست . و در جاى ديگر مىفرمايد :
سپاه تازه برانگيزم از ولايت عشق * كه در حرم خطرى از بغاوت خرد است زمانه هيچ نداند حقيقت او را * جنون قباست كه موزون به قامت خرد است
يعنى مىروم تا از قلمرو عشق سپاه تازه‌اى تجهيز كنم ، زيرا محيط حرم در معرض تهديد خطر عقل قرار گرفته است . هنگامى كه دانشمند علوم طبيعى حدودى از واقعيت‌هايى را ( كه در حقيقت به وسيلهء الهام شكل گرفته‌اند ) دانست و به خصوصيت آنها پى برد احساس مىكند كه بالضروره بايد آن را اظهار كند يا اين‌كه به صورت نظريه‌اى مطرح سازد و آن را به صورت مفهوم الهام معتبرى عرضه دارد تا اين‌كه اين واقعيت‌ها يا نمودهاى مورد نظر را تشريح كند . عالِم طبيعى براى اين‌كه به اين واقعيت‌ها يا نمودها به صورت ديگرى سازمان دهد - يا اين‌كه شكل وحدتى به آنها ببخشد - نوعى قضيه فرضيه‌اى را كه از الهام منشأ مىگيرد مطرح مىكند . اگر اين قضيهء فرضيه در واقع شامل توضيح معقول همهء اين اجزا باشد ، يعنى اگر طرحش بتواند نظم و سازمانى به آنها بدهد و آنها را به صورت وحدتى عرضه نمايد ، آن وقت چنان قضيه‌اى مانند هر حقيقت علمى ديگر كه علماى طبيعى آن را مشهود و محسوس تلقى مىكنند در خواهد آمد ، گو اين‌كه اين حقيقت از نظر عالم طبيعى به طور محسوسى تابع نظر
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 484 | أحمد أمين / سيد غلامرضا سعيدى