است از هر جهت اشتباه باشد و امكان دارد كه فقط نقشهاى باشد كه روى ديوار آويخته شده است . اگر كاملًا روى آن وحدتى كه آن را قالى مىنامم فكر كرده باشم و عقلم را براى كشف ارتباط بين كليهء وحدتهاى كوچكترى كه اين وحدت را تشكيل دادهاند ، به كار برده باشم و هرچند از الهام نيز استنباط كرده باشم كه از تلفيق اين وحدتها چيزى جز قالى به وجود نمىآيد ، معذلك امكان اشتباه ، امرى غير مشكوك است و حتّى وقتى كه حواس به طور عادى در كار باشند ، غالباً دچار استنباطهاى الهامى مىشويم و اين موضوع دربارهء كليهء تجربيات حواس من اعم از اينكه مربوط به حس باصره يا سامعه يا ذائقه يا لامسه يا شامه باشد ، مصداق دارد .
قرآن كريم در اينباره مىفرمايد :
« قيلَ لَهَا ادْخُلِي الصَّرْحَ فَلَمَّا رَأَتْهُ حَسِبَتْهُ لُجَّةً وَ كَشَفَتْ عَنْ ساقَيْها قالَ إِنَّهُ صَرْحٌ مُمَرَّدٌ مِنْ قَواريرَ قالَتْ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسي وَ أَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين » « 1 »
به آن زن [ ملكهء سبا ] گفته شد داخل اين كاخ وسيع شو ! وقتى كه [ آن زن ] آن را ديد تصور كرد درياچهاى است پرآب و جامهاش را از بالاى دو ساقش بالا زد . او گفت : به تحقيق كه اين قصر صحنهاى است كه از شيشههاى ساده فرش شده . ملكهء سبا گفت : اى پروردگار من ! من بر خود ستم كردم [ مرتكب خطا و اشتباه شدم ] اينك من با سليمان [ به اسلام ] خضوع مىكنم و به پروردگار جهانيان تسليم مىشوم .
دعوت حضرت سليمان ، پيامبر ، براى ايمان به خداى جهانيان
هامش
( 1 ) . سوره دخان ، آيه 44 .