7 . رشتهء اين روش فلسفى ضرورتاً ، در مرحلهء بدوى ظهورش محدود خواهد بود ، در نتيجه همانطور كه كميت حقايق معلوم افزايش مىيابد و به وسيلهء اين روش همهء حقايق معلوم با يكديگر تلفيق مىشوند روش مورد بحث به سوى مراتب بالاترى از كمال سير خواهد كرد . همين روش به تدريج به صورت مشروحترى مجهز و منضبط خواهد شد و شكل استدلالى معقول و منظمى به خود خواهد گرفت و به تناسب اين پيشرفت و تكامل كليهء روشهاى فلسفى خطا ، از اعتبار خواهند افتاد و عاملى وجود نخواهد داشت كه آنها را تأييد كند تا اينكه سرانجام سراسر جهانِ دانش و بينش مجبور خواهد شد كه فقط روشى را كه صحيح و رضايتبخش است قبول كند .
پس از ظهور اين روش فلسفى ، كليهء پيشرفتها در شعبههاى مختلف دانش بشرى ، به حكم ضرورت ، اين روش را تأييد و تقويت خواهند كرد و در غير اين صورت به هيچ وجه نخواهند توانست ثابت كنند كه پيشرفتهايى حاصل شده است .
اكنون اين پرسش به ميان مىآيد : آيا وحدت جهان ناشى از اين حقيقت است كه جهان به راستى آفرينندهاى دارد و آفرينندهء آن فقط يكى است ؟
آيا مطلب اين است كه عقيده و ايمان الهامى ، يعنى عقيده و ايمانى كه منشأ آن الهام باشد و در ضمير ناخودآگاه انسان دربارهء وحدت جهان وجود دارد ، ناشى از انگيزه و محرك درونى انسان - كه به فطرت تعبير مىشود - است كه يك وجودى را به عنوان آفرينندهء جهان مىپذيرد و تصديق مىكند كه آن آفريننده فقط يكى است .
مقصود از طرح اين موضوع در اينجا اين نيست كه به اين سؤال جوابهاى مفصل و مشروحى داده شود ، بلكه به تناسب مقام ، مقتضى
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 475
مساهمون: أحمد أمين
ص٤٧٥