مبتنى بر فكر صحيح راجع به حقيقت هماهنگ نباشد ، معلوم خواهد شد كه چنين حقيقت علمى با موازين صحيح علمى و عقلى تطبيق نمىكند و به هيچ و چه حقيقت علمى صحيحى شناخته نخواهد شد .
افكار خطا نمىتوانند در يك روش فلسفى صحيح راه پيدا كنند و با مقابلهء افكار صحيح نيز در چارچوب روش فلسفى غلط جايى نخواهند داشت .
به هر حال يك روش فلسفى صحيح در هر عصر و زمانى استعداد آن را دارد كه همهء افكار صحيح و مفاهيم درست را به يكديگر پيوند دهند ، و محك درستى آن نيز در همين نقطه و در همين محل است .
6 . وحدت جهان مستلزم وجود يك روش عقلى و استدلالى و نيازمند سازمانى در ميان واقعيتهاى جهان است و اين مسأله بين همهء واقعيتهاى معلوم و واقعيتهاى مجهول رابطه و جاذبهاى ايجاد مىكند و ما را مجبور مىكند تا به كمك معلوم به دنبال كشف حقايقى برويم كه تاكنون مجهول مانده است تا اينكه همهء حقايق جهان را به شكل استدلال منظمى به دست آوريم . هم علما و هم فلاسفه به اين كار مشغولاند و در نتيجهء مساعى آنها روز به روز بر تعداد حقايق معلوم افزوده مىشود و با افزايش در تعداد حقايق معلوم ، ارتباط علمى آنان با يك فكر راجع به حقيقت جهان افزايش خواهد يافت و به همان تناسب نيز ارتباط آنها با كليهء انديشههاى خطا دربارهء حقيقت جهان زايل خواهد شد . پس با كمك نيروى الهام خود مىتوانيم بگوييم كه كدام يك از انديشههاى حقيقت جهان با اين حقايق هماهنگى دارد و كدام يك هماهنگى ندارد ، و بدين ترتيب مىتوانيم با فكر اصيل حقيقت جهان تماس بگيريم و به روش فلسفى حقيقى مبتنى بر اين فكر نزديكتر شويم .
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 474
مساهمون: أحمد أمين
ص٤٧٤