و سالم از هر نظر چه تحصيل كرده و چه تحصيل نكرده ، وجود نداشته است كه دربارهء حقيقت جهان ، خوب يا بد ، درست يا نادرست ، علمى يا غير علمى ، به تفضيل يا به اجمال ، به طور همه جانبه يا به طور ناقص ، فكر نكرده باشد ، و در آينده نيز وضع اين چنين خواهد بود .
آنچه فيلسوفان و متفكران را از غير آنان مشخص مىكند اين است كه فيلسوفان و متفكران داراى هوش و فراستى بالنسبه زيادتر و وحدت ذهنى بيشترى هستند و به اقتضاى وضع مزاجى فكرى و شرايط ذهنى براى فكر كردن دربارهء حقيقت جهان استعداد و آمادگى بيشترى دارند و بهتر از سايرين مىتوانند اين معنى را بفهمند و آن را به يكديگر تفهيم كنند و براى سايرين نيز تشريح كنند . براى روشن شدن اين مطلب مىتوان گفت كه همانطور كه يك عده از افراد معين و مشخصى در اجتماع مشغول توليد و تهيه مواد خوراكى مىشوند ، و عدهء ديگرى پارچه تهيه مىكنند يا مشغول تهيهء ساير نيازهاى مشابه مردم مىشوند ، فيلسوفان و متفكران سرگرم رفع نيازمندىهاى معنوى و فكرى بزرگترى براى بشر مىباشند ، به اين ترتيب مىكوشند تا معناى صحيح و درستى از حقيقت جهان را كشف كنند و به ديگران برسانند .
آنان مىكوشند تا به طور معين و مشخص ، فكر خود و همچنين افكار ديگران را راجع به ماهيت حقيقى جهان ، به بهترين وجهى مورد سنجش قرار دهند و حيات خود و ديگران را به بهترين طرز در بهترين قالب بريزند و آن را شكل دهند ، ولى نياز به فكر راجع به ماهيت حقيقى جهان ، آن قدر شدّت و فوريت دارد كه مردم فرصت و مجال آن را ندارند تا صبر كنند و نتايج جستجو و تحقيق فلاسفه را در آيندهء معينى به دست آورند . آنچه عملًا از مردم خواسته و ساخته است اين است كه يكى از افكار رايج مربوط به حقيقت را كه
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 469
مساهمون: أحمد أمين
ص٤٦٩