اوست مورد تحقيق و كنجكاوى قرار دهد تا اينكه بتواند با تعيين هدف اعلاى حيات براى خود از لحاظ نوعى رفتار اساسى كه او را به بهترين نتايج حاصله در اين زندگى يا در زندگى عالم بعد وجود دارد هدايت كند و با تسليم و اعتراف به اينكه چنان حياتى در حقيقت وجود دارد او را رهبرى كند .
حقيقت ماهيت جهان
انسان مىداند كه اگر بتواند جوابهاى رضايتبخشى براى پرسشها كه مربوط به جهان مىشود پيدا كند ، خواهد توانست جوابهاى مناسبى نيز راجع به مسائل و معضلاتى كه به خودش مربوط مىشود - تحصيل كند و در پرتو روشن اين جوابها مىتواند راه حلهاى صحيحى براى كليه مسائل و مشكلات ارائه دهد تا در نتيجه حياتش را خوب و درست سپرى كند ، و همچنين به همين علت است كه شخص با كمال دقت مىكوشد تا در پرتو فكرى خود زندگى عملىاش را با توجّه به حقيقت نهايى جهان در قالب صحيحى بريزد و آن را شكل دهد ، به تعبير ديگر مىتوان گفت كه جستجوى حقيقت جهان به انحراف ذهنى و عقلى است و نه مسألهاى نظرى و نه معنايى است آكادميك و علمى محض ، كه مخصوص جمعيت علمى خاصى باشد بلكه مسألهاى است كه از لحاظ عمل بسيار مهم و آنقدر عميق مىباشد كه تعيين جزيىترين دقايق زندگى روزانهء ما وابسته به آن است !
تصور اينكه فكر كردن دربارهء معانى يا انديشههاى مربوط به حقيقت جهان اختصاص به فلاسفه و متفكران دارد اشتباه است ، و واقع امر اين است كه در زمانهاى گذشته ، هيچ فردى با فكرى صحيح