مىگويد : « اشتغال انحصارى به تكنيك با وسايلى كه مخالف مقاصد و هدفهاست مطالعهء ادبيات ، فلسفه ، تاريخ يا مذهب را از بين مىبرد » . « 1 »
والتر ليپمن نويسندهء معروف اجتماعى ضمن خطابهاى تحت عنوان « وضع تحصيل در اين جهان آشفته » مىگويد : « دبستانها و دبيرستانها مردانى را به جهان تحويل دادهاند كه به هيچ وجه اصول خلاقهء جامعهاى را كه در آن بايد زندگى كنند نمىفهمند ، و از تراديسيونهاى فرهنگىشان محروماند . مردان تحصيلكردهء جديد و غربى ، ديگر مالك صورت و عصارهء افكار و ارواحشان نيستند و داراى ايده ، فكر ، تعقل ، منطق ، روش و واجد ارزشها و حكمتهايى كه نمايندهء نبوغ تكامل تمدن غرب باشد نيستند . اگر تعليم و تربيت فعلى ، ادامه يابد گويى مقدر شده است كه تمدن غرب را نابود كند و در حقيقت همين حالا آن را نابود مىكند » . « 2 »
دكتر آلبرت جى ، سيمس نايب رييس مؤسسهء تعليم و تربيت بينالمللى اخيراً در يكى از مقالاتش چنين نوشته است : « مسألهء مركزى و اصلى در تعليم و تربيت كشورهاى متحده ، كه كليهء مسائل ديگر نسبت به آن در حكم خط مماس هستند اين است كه بايد براى مبانى تحققى و مقاصد علمى و فلسفى تأثير قائل شد . بنابراين معقول نيست كه گفته شود روش تعليم و تربيت در اين جهان به منزلهء آيينهاى است كه جامعهاى را در آن انعكاس مىدهد بلكه بايد دانست ، تعليم و تربيت وسيلهاى است كه هر ملتى بايد به شكل يك نورافكن و با مهارت و صداقت ، آيندهاش را با آن منعكس سازد و آن
هامش
( 1 ) . مراجعه شود به كتاب شكستن قفل اقدام آكادميك چاپ 1944 .
( 2 ) . مراجعه شود به كتاب وضع تحصيلى در اين جهان آشفته . سخنرانى حياتى براى روز 15 ژانويه 1941 ص 200 .