تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 462

مساهمون:

ص٤٦٢
تاريخ اين موضوع را روشن مىكند كه در قديم حياتىترين و مؤثرترين روش‌هاى تحصيل مقاصدشان را به طور قاطعى در نظر داشته‌اند و اين مقاصد به صورت صفات شخصى و مؤسسات اجتماعى محسوس بوده است . متصديان تعليم و تربيت اسپارتى ، فئودالى ، ژزوئيت ، نازى و رژيم‌هاى مشابه آن به اين مقصود مشترك نظر داشته و مىدانسته‌اند كه چه مىخواهند بكنند و به آن عقيده داشته‌اند . برعكس ، تحصيل‌كرده در دموكراسىهاى آزاد به نحو اندوه‌بارى نسبت به مقاصد و هدف‌هايش مردد و سرگردان است » . « 1 » اين جريانات فكرى به طور واضح نشان مىدهد كه مفهوم بىطرفى فكرى دربارهء تحصيل حالت زبونى و ضعفى به خود گرفته و به طور قطع و مسلم اين مفهوم براى فرهنگ و ترقى آن زيان‌آور است .

مقصود از تحصيل

تحصيل يا تعليم و تربيت بايد از نظر فكرى به صورتى جديد درآيد زيرا تحصيل وسيله‌اى است براى هدف نه خود هدف . و هدف ، ايدئولوژى ( طرز تفكر ) و فرهنگ مردم است كه در راه خدمت به مردم برده شود . اقبال مىگويد :
زندگى سرمايه‌دار از آرزوست * عقل از زاييدگان بطن اوست
يعنى تمام سرمايهء حيات عبارت از ايده‌آل‌ها و آرمان‌ها يا آرزوهاست و عقل يكى از مواليدى است كه از درون آن خارج مىشود .
هامش
( 1 ). An Enquiry into the Aims of Education , pitman , london