مىزنند بدون آنكه مجبور باشند افكارش را در مسائلى كه در واقع فوريت دارد ؛ به كار اندازند . آنها تحت نفوذ بىطرفى علمى قرار گرفتهاند و براى فكر كردن و آشنا شدن به وضع موجود اجتماعى و سياسى در حال سكولاريزم به سر مىبرند « 1 » و در اين زمينه به هيچ وجه فكر نكرده و نمىكنند و به واسطهء از هم پاشيدگى و گسيختگى اجزاى مطالعات از يكديگر حاضر نيستند براى اين مسؤوليت تصميمى بگيرند و براى مقاصد حياتى به نحو حكيمانهاى با عزمى راسخ مجهز شوند . اساساً اينها را نمىشود تحصيلكرده دانست » .
پروفسور هرولد . ه . تيتوس پس از رسيدگى به تمام نقشهها و دورنماهاى تحصيلى مىنويسد : « حتّى آنچه بيشتر از فقدان مخزن مشترك علم و معرفت خطرناكتر به نظر مىرسد فقدان ايدهآلها و آرمانها ، خرسندىها و اطمينان خاطر است . تحصيل نيز از ساختن مبانى مثبت و ايجاد خرسندى و اطمينان خاطر عاجز است . تفرقه و جدايى خطرناكى بين علوم طبيعى و تجسس در ارزشهاى انسانى و صفا و صداقتها ، به وجود آمده است . تحصيل در وضع كنونى ، از ميراث روحانى و معنوى گذشتگان فاصله گرفته و نتوانسته است عنصر كافى و مفيدى را جانشين اين معانى قرار دهد در نتيجه حتّى اشخاص تحصيلكرده بدون خرسندى و اطمينان خاطر و همچنين بدون داشتن نظر صحيحى به جهان ، به سر مىبرند » .
آقاى و . سى . جفريز اظهار مىكند : « خطرناكترين نقطهء ضعف در تحصيلات جديد عدم اطمينان به هدفها و مقاصد است ! نظرى به
هامش
( 1 ) . به عبارت ساده و به اصطلاح رايج ؛ شخصيت اينگونه افراد كسانى خواهند بود كه بىرگ بار آيند .