اقبال زيان حاصل از چنين وضعى را كه مولود بىتوجهى به ارزشهاى اخلاقى و بىاعتنايى به قواى روحى و قلبى مىباشد اينگونه تشريح مىكند :
علم را بر تن زنى يارى بود * علم را بر جان زنى بارى بود
يعنى اگر علم فقط در طريق تأمين احتياجات مادى به كار افتد براى انسان بارى خواهد شد ولى اگر در راه تأمين نيازمندىهاى معنوى به كار رود ، يارى مددكار و مفيد خواهد شد . بنابراين به طور محسوس ملاحظه مىشود كه علاقهء روزافزون جهان و جهانيان به كسب علوم مادى به تنهايى كار بشر را به چه جاى رسانده است !
ج . نتيجهء اين نوع تعليم و تربيت اين است كه علم را در عمارت مخصوصى جاى داده است و براى هر قسمتى اتاقى جداگانه قائل شده است . تعليم و تربيت آزاد از اينكه به علم سازمانى دهد و همهء علوم را به يكديگر پيوند دهد و از اين پيوند و تلفيق يك كل مناسب و متناسبى به وجود آورد عاجز مانده است .
محصلان ، حيات و جهان را به صورت اجزاى از هم گسيخته و غير مرتبطى مىبينند و نمىتوانند به زندگى وحدت و معنايى بخشند و از دريچهء واحدى به عالم حيات بنگرند . اينها درختها را مىبينند ولى جنگل را نمىبينند .
د . تعليم و تربيت آزاد در آخرين مرحلهء تجزيه و تحليل ، مردانى را تحويل مىدهد كه به مسائل اساسى و زندهء حيات دلبستگى شديد نشان نمىدهند و موجبات عملى و دانش آنها بسيار سطحى است و ارزش تجربى ندارد و بالاخره از نظر ملى اين چنين تحصيل يا تعليم و تربيتى نمىتواند فوايدى داشته باشد .
عقبنشينىهاى اساسى تعليم و تربيت آزاد جديد نيز در حال حاضر بيش از پيش آشكار مىشود .
دكتر فرانك ايدلوت دربارهء تعليم و تربيت آمريكايى چنين