تعليم و تربيت آزاد « 1 » شكست خورده است
مفهوم تازهء تعليم و تربيت آزاد به درستى ناقض طرحى است كه در سطور بالا مورد بحث قرار گرفت .
اصولًا تعليم و تربيت آزاد از نوع تعليم و تربيتى است كه در گذشته براى مشخص كردن آزادگان از بردگان رايج بوده است ، اين نوع تعليم و تربيت امتيازاتى به آزادگان داده بود ولى كسانى كه در عداد بردگان و به اصطلاح قديم اروپايى سِرف شناخته مىشدند وضع ديگرى داشتند . يونانىها و همچنين رومىها هنرهاى آزاد را جزو مباحثى مىدانستند كه مطالعات مربوط به آن براى آزادگان مجاز بود كه در قرون وسطى اين نظر شايع و رايج بود . هنرهاى آزاد به دو دسته تقسيم مىشدند :
1 . ثلاثى يا سه رشتهاى ؛ 2 . رباعى يا چهار رشتهاى
دروس مربوط به رشتهء اول مركب از صرف و نحو ، بلاغت ، منطق ، رياضيات ، هندسه ، نجوم و موسيقى بود ؛ و دستهء دوم در اعصار جديد تعليم و تربيت آزاد به تدريج به صورت منظور و مقصود خاصى در آمد و توجّه به ايدهآلها و آرمانها از بين رفت . جنبهء فردى « 2 » مورد توجّه قرار گرفت و ساير نكات و ملاحظات ناديده انگاشته شد . تعليم و تربيت از مذهب و معنويت و ارزشهاى اخلاقى جدا شد و آزادى شعار قرار گرفت .
راجع به موضوعات و دورهء تحصيلى ، روش انتخاب رسميت گرفت و بدين ترتيب كه به هر محصلى بايد آزادى فراوانى داده شود تا مطابق استعدادهاى نهفتهاش رشد و نمو كند و هيچگونه نفوذ
هامش
( 1 ) . اين عنوان در اصطلاح غربى بهLiberal Educationتعبير مىشود .
( 2 ). lndividuality