فرهنگى كه مظهر حيات جامعهء صاحب اراده و مصمم باشد » . « 1 »
و همچنين متخصص تعليم و تربيت ديگرى ، يعنى دكتر كونانت آمريكايى اين نكته را به صورت ديگرى بيان مىكند و مىگويد : « من معتقد نيستم كه كارهاى تحصيل يا تعليم و تربيت كالايى قابل حمل و نقل انگاشته شود من از اينكه برخورد ما با ژاپن و آلمان بعد از جنگ جهانى دوم به صورت قضيهء مخالفى درآمده است ، نگرانى دارم . در تاريخ ما به كرات اتفاق افتاده است كه تلاشهاى مربوط به وارد كردن يك معنى و مفهوم يا مقصودى از معانى و مقاصد انگليسى يا اروپايى به آمريكا بيش از آنچه سودمند باشد ، زيانآور بوده است » . « 2 »
از مجموع اين مباحث به اين نكته مىرسيم كه تعليم و تربيت از هر جهت با فرهنگ و آرمانهاى اجتماعى هر ملتى ارتباط ناگسستنى دارد و هر نوع كوشش و تلاشى كه براى جدايى اين دو مسأله از يكديگر شود به شكست مقاصد همان فرهنگ منتهى خواهد شد . تعليم و تربيت بايد نمايندهء فرهنگ مردم باشد و عامل تعليم و تربيت بايد اين فرهنگ را براى نسلهاى آينده حفظ كند . تعليم و تربيتى كه به فرهنگ و ايدهآلهاى جامعه بىاعتنا باشد به مثابهء نيرويى براى گسيختن و تخريب دستگاه اجتماعى آن جامعه خواهد بود . اگر تعليم و تربيت نماينده و تجسمدهندهء فرهنگ ملّت نباشد زيان آن براى جامعه بيشتر از سود آن خواهد بود .
هامش
( 1 ) . مراجعه شود به سالنامهء 1936 تأليف كلارك .
( 2 ) . مراجعه شود به كتاب تعليم و تربيت و آزادى . چاپ دانشگاه هاروارد از همين مؤلف ، ص 2 .