« الْأَعْرابُ أَشَدُّ كُفْراً وَ نِفاقاً وَ أَجْدَرُ أَلَّا يَعْلَمُوا حُدُودَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ عَلى رَسُولِهِ وَ اللَّهُ عَليمٌ حَكيمٌ * وَ مِنَ الْأَعْرابِ مَنْ يَتَّخِذُ ما يُنْفِقُ مَغْرَماً وَ يَتَرَبَّصُ بِكُمُ الدَّوائِرَ عَلَيْهِمْ دائِرَةُ السَّوْءِ وَ اللَّهُ سَميعٌ عَليمٌ » « 1 » .
اعراب بيابانى به شدّت دچار كفر و نفاقاند و اولى اين است كه حدود آنچه خداوند بر پيغمبرش نازل كرده ( به سبب اينكه لياقت ندارند ) ندانند و خدا دانا و حكيم است . از اعراب بيابانى كسانى هستند كه آنچه انفاق مىكنند زيان مىدانند و در كمين آنند كه شما دچار بدبختى شويد ، خود آنها دچار بدبختى خواهند شد و خدا شنوا و داناست .
به هر حال علاقهء قرآن به تاريخ ، از لحاظ اينكه تاريخ يكى از منابع دانش و معرفت بشرى است ، بيشتر از آن است كه به نقل سادهء كليات و عموميّات تاريخى برگزار شود . قرآن يكى از اساسىترين اصول و مبادى نقد تاريخ را در دسترس ما گذاشته است . و از آنجايى كه رعايت دقت و صحت در ثبت وقايع كه مادهء اصلى تاريخ است ، شرط لازم علم تاريخ است و معرفت صحيح به وقايع وابستگى به شخصيتهايى دارد كه راوى و ناقل حوادث و وقايعاند ، لذا اولين اصل نقد تاريخى بر اين اساس استوار شده است كه اخلاق شخصى ناقل و راوى حوادث و وقايع ، عامل مهم در قضاوت گفتههاى وى شناخته شود . قرآن كريم اين طور دستور مىدهد :
« يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصيبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى ما فَعَلْتُمْ نادِمين » « 2 »
اى كسانى كه ايمان آوردهايد اگر مرد فاسقى براى شما خبرى
هامش
( 1 ) . سوره توبه ، آيات 97 - 98 .
( 2 ) . سوره حجرات ، آيه 6 .