پيشرفتهاى رياضيات اروپايى متمايل بود به اينكه زمان را از جنبهء زندهاى كه در تاريخ داشته است منخلع سازد و معناى آن را به يكى از تصاوير فضا منحصر كند . بنابراين احتمال دارد نظر هويت هد « 1 » دربارهء نسبيت به ذهن متفكران مسلمان نزديكتر باشد تا تفسير انيشتين ، كه زمان در نظر او فاقد جنبهء گذشت مىباشد و به طور مرموزى به فضاى محض مبدل مىشود .
به موازات پيشرفت فكر رياضى در اسلام ، مىبينيم كه فكر تحول يا تطور يا تكامل كه در زبانهاى اروپايى به اولوسيون « 2 » تعبير مىشود ، به تدريج جلوهگر مىشود .
اولين كسى كه به تغييرات حاصله در حيات پرندگان بر اثر مهاجرتها توجّه كرد جاحظ بود . بعد از او ابنمسكويه كه معاصر بيرونى بود آن را به صورت يك نظريه مشخصترى درآورد و اين موضوع را در كتاب الفوز الاصغر كه دربارهء علوم الهى نوشته بود گنجانيد . اينك خلاصهء نظريه ابنمسكويه را دربارهء تكامل نه از نظر ارزش علمى آن بلكه از لحاظ پرتويى كه در مسير حركت فكر اسلامى منعكس كرده است نقل مىكنم .
نظر ابن مسكويه اين است كه حيات نباتات يا روييدنىها در اولين مرحلهء تكامل ، براى پيدايش يا رشد و نمو ، نيازمند هيچ نوع تخمى نيست و باز مىگويد : « براى استمرار و ادامهء حيات نباتات احتياجى به تخم نيست . فرق اين نوع حيات نباتى با حيات مواد معدنى در نيروى ضعيف حركتى است كه در شكلهاى عالىتر به خود مىگيرند و اين نيرو بار ديگر در مرحلهاى بيشتر جلوه مىكند كه هر گياهى
هامش
( 1 ). Whitehead( 2 ). Evolution