شاخههايش را مىگستراند ، و به وسيلهء تخم باعث افزايش نوع خود مىشود . نيروى حركت باز به تدريج افزايش مىيابد ، تا اينكه درختهايى با تنه و برگ و ميوه به وجود آيند و در مرحلهء بالاتر ، تكامل اشكال مختلفِ حيات نباتات كه محتاج به خاك بهتر و آب و هواى مساعد براى رشد و نمو روييدنىها هستند ، صورت مىگيرد .
آخرين مرحلهء تكامل روييدنىها در مو و نخل آشكار مىشود به طورى كه وارد دهليز حيات حيوانى مىشوند . در نخل نوعى خصوصيات جنسى به طور وضوح ديده مىشود كه علاوه بر ريشهها و بافتهايش ، چيز ديگرى در آن به وجود مىآيد و مانند مغز حيوان ، كار و وظيفهاى را انجام مىدهد كه حيات نخل بستگى به رشد و ترقى آن دارد . اين مرحله عالىترين مراتب در سير تكاملى حيات روييدنىهاست و پيش درآمد حيات حيوانى است .
اولين گام پيشرفت به طرف حيات حيوانى ، آزادى و استخلاص ، از قيد ريشههايى است كه در عمق زمين فرو رفتهاند ، و همين آزادى ، نطفهء حركت وجدان است . اين حركت مرحله بدوين حيوانيّت است كه در اين مرحله حس لامسه به وجود مىآيد ، و آخرين حسى كه ظهور مىكند ، حس باصره يا بينايى است . حيوان پس از تكامل حواس ، محتاج به آزادى حركت است ، به طورى كه اين مسأله حتّى در كرمها ، خزندگان ، مورچه و زنبور عسل محسوس و مشهود است .
جنبهء حيوانيت ، در ميان چهار پايان مانند اسب و در ميان پرندگان مانند باز به حد كمال مىرسد و بالاخره كمال نهايى در مرز بشريّت ، به شكل ميمون جلوه مىكند كه در ميزان تكامل يك درجه از بشر پايينتر است .
به علاوه در مسألهء تكامل ، از نظر روانشناسى نيرويى روزافزون از
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى) — صفحة 415
مساهمون: أحمد أمين
ص٤١٥