اول فرمول يا اصول تعليماتى اسلام ، روح دقيق مطالعه و بحث و تجربيات و تحقيقات خارجى را ايجاد كرد و آن را پرورش داد ، به اين معنى كه تعليمات اسلام آن جامهء ملكوتى را كه فرهنگهاى قديم بر اندام قواى طبيعت آراسته و رنگ روحانيت به آن داده بودند خلع كرد . رياضتهاى صوفيانه و مجاهدتهاى عرفانى كه قبلًا غير عادى و فوقالعاده انگاشته مىشد ، در نظر مسلمان به صورتى درآمد كه بايستى كاملًا در عداد فعّاليتها و تجربيات طبيعى تلقى شود ، و شخص مسلمان مأمور بود اين مسائل را مانند ساير جهات تجربه و آزمايش بشرى مورد اختيار و در معرض تجربه و آزمايش دقيق قرار دهد . اين معنى از طرز رفتار پيامبر صلى الله عليه و آله نسبت به آزمايشها و رياضتهاى عرفانى ابنصياد به طور واضح و آشكار محسوس است . « 1 »
هامش
( 1 ) . مرحوم اقبال ( ره ) اين معنى را در جاى ديگرى به اين شرح بيان مىكند : پيغمبر اسلام صلى الله عليه و آله اولين ناظرى بود كه با نظر دقيق و حساس انتقادى اين پديدهء روانى را مورد رسيدگى قرار داد ، به اين معنى كه بخارى و ساير محدثين ، جريان اين داستان را به طور كامل نقل كردهاند ، و از مراقبت و دقت حضرت صلى الله عليه و آله در مورد رياضت و وضع روانى جوانى يهودى به نام ابنصياد بحث كردهاند .
اصل موضوع اين است كه يك نوع وجد و جذبهاى در ابنصياد ملاحظه مىشد كه طرق مختلف و جلوههاى گوناگون آن نظر پيغمبر صلى الله عليه و آله را جلب كرد . رسول اكرم صلى الله عليه و آله او را آزمود و پرسشهايى از او فرمود ، و به طرق مختلف او را در معرض امتحان قرار داد . يك بار اين جوان مشغول زمزمههايى بود و چيزهايى را به زبان مىراند . پيغمبر صلى الله عليه و آله پشت درختى پنهان شد تا زمزمههاى او را بشنود ولى مادر اين جوان كه در همان نزديكى بود ، او را از نزديك شدن پيغمبر صلى الله عليه و آله آگاه ساخت ، لذا ابنصياد آن روشى را كه تعقيب مىكرد تغيير داد . آنگاه حضرت فرمود كه اگر اين زن ، پسرش را به همان حال گذاشته بود ، مطلب روشن مىشد .
سپس مرحوم اقبال ( ره ) در دنبالهء اين بحث چنين مىگويد : عدهاى از اصحاب پيغمبر صلى الله عليه و آله كه در ضمن رسيدگى و تحقيق اولين مطالعهء روانى در تاريخ اسلام حضور داشتند و با كمال توجّه و دقت اين واقعهء مهم را ثبت و ضبط كردند ، به كلى از درك معناى اين وضع عاجز ماندند و آن را بر اساس همان طرز فكر ساده و معصومانهاى كه داشتند ، سوء تعبير كردند .